ای بزرگی که سوی درگه تو
ره بزرگان به دیدگان سپرند
فخر جویند و بنده تو شوند
جان فروشند و مدحت تو خرند
مرکبان تو میزبانانند
لاغران مرا بدانچه خرند
راه بی لاغران من نروند
کاه بی لاغران من نخورند
مرکبان تو را همی شنوم
که به جای دو جای من نگرند
لاغران مرا چه فرمانی
کز الیکو کدام جای برند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این مدح، به ستایش بزرگی میپردازد که دیگران به درگاه او روی میآورند و به او فخر میفروشند. او اشاره میکند که بندگان این بزرگ، جان خود را در راه او میدهند و تلاش میکنند تا از او مدح و ستایش کنند. شعر به تصویرسازی از مقام و عظمت این شخصیت میپردازد و اشاره دارد که افراد ضعیف و لاغر نمیتوانند به مقام او و مرکبان او دست یابند، و عجبزده میشود که این بزرگ چه فرمانی برای لاغران دارد. این مدح به طور کلی احساس شگفتی و ارادت نسبت به مقام والای آن شخصیت را منتقل میکند.
هوش مصنوعی: ای بزرگمردی که دیگران به خاطر جلال و جایگاه تو، به احترام نزد تو میآیند و چشمانشان را بر سرت میسپرند.
هوش مصنوعی: بعضی افراد به دنبال افتخار و نامی هستند و برای دستیابی به آن حاضرند جان خود را فدای تو کنند و درمدح و تعریف از تو سخن بگویند.
هوش مصنوعی: اسبهای تو میهمانان من هستند، و من به خاطر چیزی که آنها میخورند، لاغر شدهام.
هوش مصنوعی: افرادی که لاغر هستند، نباید به راهی بروند که در آن نشانهای از علوفه یا کاه وجود داشته باشد. به عبارتی، کسانی که ضعیف و کم وزناند، نباید به جاهایی بروند که برای آنها مناسب نیست و از چیزهایی که به آنها کمک نمیکند، دوری کنند.
هوش مصنوعی: من صدای اسبهای تو را میشنوم که جای من را میشناسند و به جای من مینگرند.
هوش مصنوعی: لاغران چه دستوری میدهند که از کجا به سوی تو برویم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خادمان را ز بهر آن بخرند
تا به رخسارشان فرو نگرند
«لا الی هولاء» نه مرد و نه زن
بین ذالک نه ماده و نه نرند
جای ایشان شدست هند و عجم
[...]
دل و جانم به عشق تو سمرند
همه عالم به این حدیث درند
زلف و روی و لبت بنامیزد
همه از یکدگر شگرف ترند
تونهای یار، لیک در غم تو
[...]
ای که هر دم ز تبت خلقت
صد شتر بار مشک در سفرند
گردن اشتران دهی پر زر
به کسانی که سرور هنرند
تا تو اشتر سواری اندر فید
[...]
خوان نهند آنگهی که خون بخورند
نان دهند آنگهی که جان ببرند
تا سگان را وجود پیدا نیست
مشفق و مهربان یکدگرند
لقمهای در میانشان انداز
که تهیگاه یکدگر بدرند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.