خسروا بود و هست خواهد بود
روزگارت رهی و چرخ مطیع
ملک را قدر تو سپهر بلند
عدل را همت تو حصن منیع
نه ز طبع تو هست جود شگفت
نه ز خورشید هست نور بدیع
هر مرادی که خواست بنده ز شاه
یافت بی هیچ رنج و هیچ شفیع
ماند یک آرزو بخواهد گفت
چشم دارد همی ز رای رفیع
این دو ده را که بنده را بخشید
تازه گردان کرامت توقیع
گر همی بنده وقف خواهد کرد
بر همه مردمان شریف و وضیع
شاه باشد در آن ثواب شریک
و هو عندالاله لیس یضیع
تا همی بر سپهر آینه گون
سیر اختر بود بطی ء و سریع
باد روشن شب تو همچون روز
باد خرم خریف تو چو ربیع


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از خسروا (شاه) تقاضای تیول میکند و به ستایش مقام او میپردازد. او میگوید که در زندگی، حکمت و عدالت شاه به نوعی خرمکنندگی و روشنی برای مردم است. شاعر آرزو دارد که دو دهکدهای که به او بخشیده شده، به برکت شاه رونق و آبادانی یابد و اگر او بخواهد، حاضر است آن را وقف مردمان شریف و عادی کند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که ثواب این کار نیز به شاه خواهد رسید و جایگاه او در نزد خدا محفوظ خواهد بود.
هوش مصنوعی: روزگار تو به نوعی از دست رفته و همیشه خواهد بود. اما خودت را تسلیم مسیر و دوران حاضر نکن.
هوش مصنوعی: آسمان به ارادت تو بر آمده و عدالت تو مانند دژی محکم است که از تو حمایت میکند.
هوش مصنوعی: نه ویژگی بخشندگی تو شگفتانگیز است و نه نور تازهای که از خورشید میتابد.
هوش مصنوعی: هر آرزویی که بنده از خداوند خواسته، به آسانی و بدون هیچ زحمتی و نیازی به واسطه یا شفیع به دست آوردهام.
هوش مصنوعی: یک آرزو باقی مانده که میخواهد گفته شود، چشمی دارد که به فکر بلند و والایی مینگرد.
هوش مصنوعی: این دو ده را که به من بخشیدهاند، با کرم و لطف جدیدی تازه کن.
هوش مصنوعی: اگر بندهای بخواهد خود را وقف کند و خدمتی برای همه انسانهای بزرگوار و پست انجام دهد.
هوش مصنوعی: در آنجا که پادشاهی وجود دارد، ثواب و پاداش تقسیم میشود و نزد خداوند همه چیز محفوظ و نادیده گرفته نمیشود.
هوش مصنوعی: در آسمان که شبیه آینه است، ستارهها به آرامی و به سرعت در حال حرکت هستند.
هوش مصنوعی: نسیم شب تو روشن و دلانگیز است، مانند روزی که خوشیهای بهار در دل دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کرده منشور را به خط بدیع
حق لیستخلفنهم توقیع
ای چو چرخ بیستون رفیع
وی چو کوه بیستون صدرت منیع
چو زمانه دولتی داری عزیز
چون ستاره همتی داری رفیع
در مساعی کرده های تو جمیل
[...]
ای به طالع چو نام خود مسعود
وی به همت چو رای خویش رفیع
آسمان آن مطاع عالم کون
امر و نهی ترا به طوع مطیع
تیره ماه امید را داده
[...]
نکنم دور از این جناب رفیع
مبر این شیر را ز طفل رضیع
هر که می بیند از شریف و وضیع
از تو این صورت رکیک و شنیع
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.