باز کس چون امیر بهمن نیست
آن کش از خلق هیچ دشمن نیست
مایه دانش و خردمندی است
وصل نیکی و نیک پیوندی است
محتشم زاد و محتشم دوده ست
به همه وقت محترم بوده ست
سخت معروف و نیک منظورست
راست گویی که پاره نورست
بیشتر لفظ خرمی گوید
دل از آن خرمی همی جوید
رسم مجلس چو او نداند کس
در لطافت بدو نماند کس
چو مر او را عدو به پیش آید
گذرد راه را بیاراید
آن سواری کند نشسته بران
که نکرده ست رستم دستان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهی امیر بهمن و صفات برجستهاش است. او انسانی با دانش، خردمندی و بیدشمنی با خلق است. دیگران قدردان او هستند و او به خاطر راستگویی و نیکخواهیاش مورد احترام همگان قرار دارد. همچنین، مهارتهای او در برگزاری مجالس و لطافت رفتارهایش بینظیر است. او همچون یک جنگجو در برابر دشمنان میایستد و از خود دلیری نشان میدهد که کمتر به کسی نسبت داده میشود.
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند امیر بهمن وجود ندارد، چون او از هیچ کس دشمنی ندارد و با همه در صلح و آرامش است.
هوش مصنوعی: دانش و خردمندی از ارتباط و پیوند با نیکان و افراد خوب به دست میآید.
هوش مصنوعی: محتشم زاد و محتشم دوده است، همیشه در هر زمانی محترم و با احترام بوده است.
هوش مصنوعی: راستگویی به عنوان یک ویژگی با ارزش و نیکو شناخته میشود و افرادی که راستگو هستند به شدت مورد احترام قرار میگیرند. آنها مانند نور در زندگی دیگران میدرخشند و تاثیر مثبت میگذارند.
هوش مصنوعی: دل انسان بیشتر به سراغ شادی و خوشی میرود و از زیباییها و سرورها صحبت میکند.
هوش مصنوعی: اگر او در لطافت و زیبایی مجالس دانا نباشد، هیچکس در این زمینه به کمال نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: وقتی دشمنی در برابر او قرار بگیرد، او راه را به گونهای تغییر میدهد که به نفعش باشد.
هوش مصنوعی: این فرد سوار بر اسبی است که هیچ کدام از دلاوریهای رستم را نداشته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.