نا کرده کار دلبر من دل به کین نهاد
لطفی نکرده طرح جفا بر زمین نهاد
چون بنگرم درو؟ که چو اندیشه کردمش
صد عقده پیش فکر ز چین جبین نهاد
کو آنکه تا غبار غم از دل بشویدم
پیش آید و به چشم ترم آستین نهاد
حسن تو پیش پای هوس، چوب دورباش
با دستیاری نگه شرمگین نهاد
میلی، ز عشق دوست کجا یافت لذّتی
هر کس مدار کار به دنیا و دین نهاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و دلباختگی است. شاعر از درد و رنجی که از معشوق خود میکشد سخن میگوید. او احساس خفگی و غم کرده و در تلاش است تا این احساسات منفی را از خود دور کند. در عین حال، به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره میکند و ابراز میکند که عشق واقعی و لذت آن فراتر از دنیای مادی و مسائل دینی است. شاعر از جفایی که به او شده و غم دلش ناراحت است و به دنبال تسلی و آرامش از سوی معشوقش میباشد.
هوش مصنوعی: دلبر من که هیچ کار بدی نکرده است، به دل من به خاطر کین و دشمنی پای گذاشته و هیچ لطفی نشان نداده است، بلکه فقط بدی و جفا را بر روی زمین رسم کرده است.
هوش مصنوعی: وقتی به او مینگرم، در دل خودم میفهمم که وقتی به این فکر میکنم، صد مشکل و معما به خاطر چین و چروک پیشانیاش به ذهنم میآید.
هوش مصنوعی: کسی را میخواهم که بیاید و غمهای دل مرا برطرف کند و با دلسوزی و محبت، اشکهای من را پاک کند.
هوش مصنوعی: زیبایی تو در برابر خواستهها قرار میگیرد، اما با ابراز شرمندگی و آرامش آن را دور میکنم.
هوش مصنوعی: میلی که از عشق دوست حاصل میشود، چقدر لذتبخش است؛ بنابراین، نباید دنیا و دین را بستر کار خود قرار دهیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از پشت زین قدم چو بروی زمین نهاد
افتاد و سر بسجدۀ جان آفرین نهاد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.