محمد بن منور
»
اسرار التوحید
»
باب دوم - در وسط حالت شیخ
»
فصل اول - حکایات کرامات شیخ
»
حکایت شمارهٔ ۷۳
از ابوالفضل محمدبن احمد نوقانی حکایت کردند کی گفت: شیخ ابوسعید از نشابور بمیهنه میآمد، چون بکوه درآمدیم شخصی با ما همراه بود، مگر آن مرد اندیشه کرد که این چه مردمانند کی کلیچه و حلوا و طعامهای خوش میخورند و میگویند که ما صوفییم. شیخ از راه کرامات مطلع گشت و گفت بدین پس کوه در شو و ما را خبری بیار آن مرد از پیش شیخ برخاست و آنجا که اشارت رفته بود برفت، اژدهایی عظیم دید، بترسید و باز بخدمت شیخ آمد،، شیخ گفت چه دیدی؟ حال باز نمود شیخ گفت سالها رفیق ما بوده است، مرد خجل شد و در پای شیخ افتادو از آن گفتار توبه کرد.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: ابوالفضل محمدبن احمد نوقانی در حکایتی از شیخ ابوسعید گزارشی میدهد که هنگام سفر از نشابور به میهنه، با شخصی همراه میشود که به رفتار و خوراکیهای صوفیان تعجب میکند. شیخ که از افکار او آگاه میشود، به او میگوید به سمت کوه برود و خبری بیاورد. آن مرد به کوه میرود و با اژدهایی بزرگ مواجه میشود که او را به شدت میترساند و مجبور میشود به نزد شیخ بازگردد. وقتی حقیقت را برای شیخ بازگو میکند، شیخ به او میگوید که آن اژدها سالها با آنها رفیق بوده است و این امر سبب خجالت آن مرد میشود و او در پای شیخ توبه میکند.
هوش مصنوعی: ابوالفضل محمد بن احمد نوقانی نقل میکند که شیخ ابوسعید در حال بازگشت از نشابور به میهنه بود. زمانی که به کوه رسیدند، شخصی همراه آنها بود که به فکر فرو رفته بود. او با خود میگفت که این چه مردمانی هستند که غذاهای خوشمزهای همچون کلیچه و حلوا میخورند و خود را صوفی مینامند. شیخ با استفاده از کراماتی که داشت، از افکار او آگاه شد و گفت به آن سوی کوه برو و خبری بیاور. آن مرد از نزد شیخ خارج شد و به سمت جایی که شیخ اشاره کرده بود رفت. در آنجا یک اژدهای بزرگ را دید و از ترس به سرعت به خدمت شیخ بازگشت. شیخ از او پرسید که چه دیده است و او ماجرا را شرح داد. پس شیخ گفت که آن اژدها سالها رفیق ما بوده است. آن مرد شرمنده شد و در پای شیخ افتاد و از گفتههای پیشینش توبه کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.