محمد بن منور
»
اسرار التوحید
»
باب دوم - در وسط حالت شیخ
»
فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
»
حکایت شمارهٔ ۲
در روزگار شیخ قدس اللّه روحه العزیز درویشی بودی کی همۀ خدمتهای خشن او کردی. یک روز کارگل میکرد و دست و پای در گل داشت، همچنان از میان کار بیرون آمد و به خدمت شیخ آمد و گفت ای شیخ من این همه کارهای سخت برای خدای نمیتوانم کرد! طمع میدارم کی شیخ احسنت و زهی میکند و به تحسین مددی میفرماید. شیخ را خوش آمد از راستی آن درویش و گفت چنان کنیم. بعد آن چون شیخ میدیدی کی درویش کاری میکردی او را تحسین کردی و او بدان خوشدل بودی و قوت گرفتی.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در روایت، درویشی که سختیهای زیادی را در کارش تحمل کرده، نزد شیخ میآید و از تحمل کارهای دشوار برای خدا ابراز ناتوانی میکند. شیخ به درویش میگوید که او را به خاطر تلاشهایش تحسین میکند و همین تحسین به درویش قوت قلب میدهد. در واقع، رویداد بیانگر تأثیر مثبت تشویق و تحسین در مسیر معنوی انسانهاست.
هوش مصنوعی: در زمان شیخ قدسالله روحش، درویشی بود که تمام کارهای سخت را انجام میداد. یک روز که در حال کار در گل بود، از میان کارش خارج شد و به شیخ گفت: "ای شیخ، من نمیتوانم این همه کار سخت را برای خدا انجام دهم! امیدوارم شما از زحمات من تقدیر کنید." شیخ از صداقت آن درویش خوشحال شد و پاسخ داد که چنین خواهد کرد. سپس، هر بار که شیخ میدید درویش مشغول کار است، او را تحسین میکرد و این کار درویش را شاد و energized میکرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.