محمد بن منور
»
اسرار التوحید
»
باب دوم - در وسط حالت شیخ
»
فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
»
حکایت شمارهٔ ۳۱
هم درین وقت یک روز شیخ بوعبداللّه باکو در مجلس شیخ بیخویشتن نشسته بود خواجه وار و پای به کمر زده، شیخ را چشم بر وی افتاد و درآن میان با کسی خلقی خوب بکرد و سخنی نیکو بگفت، آنکس شیخ راگفت خدایت بهشت روزی گرداناد. شیخ گفت ما را بهشت نباید! ما را بهشت نباید! با مشتی لنگ و لوک و درویش، در آنجا جز شلان و کوران و ضعیفان نباشند، ما را دوزخ باید کی جمشید و نمرود و فرعون و هامان در آنجا و خواجه در آنجا و اشارت ببو عبداللّه کرد و مادرآنجا، و اشارت بخود کرد. شیخ عبداللّه بشکست و با خویشتن رسید، دانست کی ترک ادب عظیم از وی در وجود آمد و توبه کرد و پیش شیخ آمد و تصدیق کرد و بعد از آن دیگر چنان ننشست.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شیخ بوعبدالله در مجلسی نشسته است که ناگهان نگاهش به یکی از مهمانان میافتد. آن مهمان به شیخ میگوید که امیدوار است بهشت روزی او شود. اما شیخ به طعنه پاسخ میدهد که او و همراهانش نمیخواهند بهشتی که در آن فقط افراد ضعیف و درویش باشند، بلکه دوزخ را مناسبتر میداند زیرا در آنجا بزرگانی چون جمشید و نمرود حضور دارند. این کلام شیخ باعث شکست نفس مهمان میشود و او پس از درک اشتباهش به نزد شیخ آمده و از او عذرخواهی میکند و قول میدهد که دیگر چنین نخواهد نشست.
هوش مصنوعی: در یک زمان، شیخ بوعبدالله باکو در مجلسی نشسته بود و با حالتی خواجهوار، دستش را به کمر زده بود. وقتی شیخ به او نگاه کرد، در میان گفتگو با کسی رفتار خوبی داشت و سخن نیکویی گفت. آن شخص از شیخ خواست که دعا کند که خدا او را به بهشت ببرد. اما شیخ پاسخ داد که ما به بهشت نیازی نداریم! بهشت برای ما مناسب نیست! زیرا در آنجا فقط ضعیفان و بینایان و درویشان خواهند بود. ما به دوزخ نیاز داریم تا افراد بزرگ مثل جمشید، نمرود، فرعون و هامان در آنجا باشند. سپس با اشاره به خود و شیخ عبداللّه، از این موضوع صحبت کرد. شیخ عبداللّه متوجه شد که از ادب فاصله گرفته و تصمیم به توبه گرفت و بعد از آن دیگر در چنین وضعیتی ننشست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.