حکایت شمارهٔ ۷۲
به روایتی درست از خواجه امام ابوعلی عثمانی نقلست رضی اللّه عنه کی او گفت از شیخ بوسعید شنیدم کی گفت مصطفی را صلوات اللّه و سلامه علیه بخواب دیدم، تاجی بر سر و کمری بر میان، و امیرالمؤمنین علی رضی اللّه عنه بر زبر سر او ایستاده و ابوالقاسم جنید و ابوبکر شبلی در خدمت وی. من سلام گفتم و سؤال کردم کی: یا رَسولَ اللّه ما تقولُ مِن اولیاء اللّه؟ مصطفی گفت: هذا مِنهُم وَانتَ آخِرهُم فاذا مَضیتَ اَنت لشأنک لامذکراحد بعدک و اَشارَ الی کلِ واحدٍ منهم و جمع کنندۀ کلمات میگوید کی من از امام اجل عزالدین محمود ایلباشی طول اللّه عمره شنیدم بطوس کی گفت من از امام عبدالرحیم شنیدم کی گفت من از پدر خویش شنیدم ا زجاهی که او گفت که از شیخ بوسعید بوالخیر شنیدم کی گفت وقتی مصطفی را صلوات اللّه علیه در خواب دیدم که ما را گفت یا باسعید چنانک من آخر پیغامبران بودم تو آخرین جملۀ اولیایی، بعد ازتو هیچ ولی نباشد و انگشتری از دست مبارک خویش بیرون آورد و بمن داد.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، شیخ بوسعید از دانشی مخصوص خود دربارهٔ خوابش با پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، سخن میگوید. او در خواب میبیند که پیامبر با تاج و کمری به او سلام میکند و امیرالمؤمنین علی (ع) و شخصیتهای بزرگ دیگری همچون ابوالقاسم جنید و ابوبکر شبلی در کنار او هستند. پیامبر به بوسعید میگوید که او آخرین ولی خداست و بعد از او ولی دیگری نخواهد بود. همچنین، پیامبر انگشتری از دست خود به او هدیه میدهد که نشاندهندهٔ جایگاه ویژه او در میان اولیاء الله است.
هوش مصنوعی: به روایتی، امام ابوعلی عثمانی نقل میکند که از شیخ بوسعید شنیده است که در خواب پیامبر اکرم (ص) را دیده که تاجی بر سر و کمری بر میان دارد. در این خواب، امیرالمؤمنین علی (ع) بالای سر او ایستاده و ابوالقاسم جنید و ابوبکر شبلی در خدمت او هستند. بوسعید به پیامبر سلام کرده و سوال میکند که درباره ولیهای خدا چه میفرمایید. پیامبر جواب میدهد: «اینها از آنها هستند و تو یکی از آخرین آنها هستی و پس از تو کسی نخواهد بود». سپس اشارهای به هر یک از آنها میکند. همچنین، فردی نقل میکند که امام عزالدین محمود ایلباشی در طوس گفته است که از امام عبدالرحیم شنیده که از پدرش نقل کرده که او از شیخ بوسعید بوالخیر شنیده که میگوید وقتی پیامبر را در خواب دیدم، به من گفت که من آخرین پیامبران هستم و تو آخرین جمله از اولیای خدا هستی و پس از تو هیچ ولیای نخواهد بود. در اینجا، پیامبر انگشتری را از دست خود بیرون آورد و به بوسعید داد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.