حکایت شمارهٔ ۷۴
در آن وقت کی شیخ به نشابور شد، مدت یکسال ابوالقسم القشیری شیخ ما را ندیده بود و او را منکر بود و هرچ شیخ را رفتی بیامدندی و باوی بگفتندی و هرچ استاد امام را همچنان با شیخ گفتندی و هر وقتی استاد امام از راه انکار در حقّ شیخ کلمۀ بگفتی و خبر با شیخ آوردندی و شیخ هیچ نگفتی. روزی برزفان استاد امام رفت کی بیش از آن نیست کی بوسعید حقّ سبحانه و تعالی را دوست میدارد و حقّ سبحانه وتعالی ما را دوست میدارد. فرق چندین است درین ره که ما همچندان پیلایم و بوسعید چند پشۀ. این خبر به نزدیک شیخ آوردند شیخ آنکس را گفت کی برو و به نزدیک استاد شو و بگو که آن پشه هم تویی ما هیچ چیز نیستیم و ما خود در میان نیستیم. آن درویش بیامد و آن سخن باستاد امام بگفت. استاد امام از آن ساعت باز قول کرد کی نیز ببدِ شیخ سخن نگوید و نگفت تا آنگاه کی به مجلس شیخ آمد و آن داوری با موافقت و الفت مبدل شد و آن حکایت نبشته آمده است.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شیخ به نشابور آمد و مدت یکسال، ابوالقسم القشیری او را انکار کرد و از حقایق او باخبر نبود. در این زمان، استاد امام هر بار که از شیخ سخن میگفت، به انکار و انتقاد میپرداخت. اما روزی در شرایطی که یک درویش پشهای از شیخ به استاد امام نسبت داد، تحولاتی در نگرش استاد اتفاق افتاد و او به حقیقت شیخ پی برد. از آن زمان، استاد امام دیگر به شیخ سخن نراند و در نهایت به نزد او آمد تا رابطهای دوستانه برقرار کند.
هوش مصنوعی: زمانی که شیخ به نشابور آمد، ابوالقسم قشیری، که شیخ ما بود، به مدت یک سال او را ندید و انکارش میکرد. هر کسی که به دیدن شیخ میرفت، خبرهایی از او میآورد و استاد امام هم همیشه در حق شیخ با انکار صحبت میکرد. استاد امام کلمات ناپسندی درباره شیخ میگفت و خبر انکارش را به شیخ میرساند، اما شیخ هیچ واکنشی نشان نمیداد. یک روز، استاد امام گفت که خداوند بوسعید و بوسعید نیز خداوند را دوست دارد. او گفت که ما در این راه مانند فیل هستیم و بوسعید فقط یک مگس است. این خبر به شیخ رسید و او به کسی که خبر را آورد گفت که برو و به استاد بگو که آن مگس هم تو هستی و ما هیچ چیز نیستیم. آن درویش رفت و این سخن را به استاد امام گفت. از آن لحظه استاد امام تصمیم گرفت که دیگر در مورد شیخ بد صحبت نکند و تا زمانی که به مجلس شیخ نیامد، به این تصمیم پایبند بود. در آنجا روابط میان آنها به محبت تغییر کرد و این داستان بعدها به قلم آمد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.