در آن وقت که شیخ ما قدس اللّه روحه العزیز به نشابور بود درویشی پیش شیخ آمد و گفت اندیشۀ میهنه دارم، شیخ دوات و کاغذ خواست و گفت ساعتی توقف باید کرد تا چیزی به بوطاهر بنویسم پس بنوشت:
بسم اللّه الرحمن الرحیم سلام اللّه اللطیف الخبیر علی الکبیر و الصغیر و هو علی جمعهم اذا یشاء قدیر و السلام، کاغذ به درویش داد تا ببرد.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شیخ در نشابور با درویشی مواجه میشود که از او خواستهای دارد. درویش ابراز میکند که به فکر میهن خود است و در این حین شیخ دوات و کاغذ میخواهد تا نامهای بنویسد. او نامه را مینویسد و در آن سلامی به بوطاهر میفرستد و اشاره میکند که خداوند بر بزرگ و کوچک تسلط دارد و میتواند همه را جمع کند. در نهایت، کاغذ را به درویش میدهد تا آن را به مقصدش برساند.
هوش مصنوعی: زمانی که شیخ ما، روحش شاد، در نشابور بود، درویشی به نزد او آمد و گفت که فکر و دلش مشغول وطنش است. شیخ از او خواست که دوات و کاغذی بیاورد و گفت که باید مدتی توقف کند تا نامهای برای بوطاهر بنویسد. سپس شروع به نوشتن کرد:
هوش مصنوعی: به نام خداوند بخشنده مهربان، سلامتی و رحمت خداوند بر بزرگ و کوچک باد و او بر همه آنها در هر زمان و مکان تواناست. سپس کاغذی به درویش داد تا آن را ببرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.