محمد بن منور
»
اسرار التوحید
»
باب سوم - در انتهاء حالت شیخ
»
فصل اول - در وصیتهای وی در وقت وفات وی
»
شمارهٔ ۵
شیخ در آخر عهد در وصیت روی به جمع کرد و گفت: به خدمت درویشان مشغول باید بود و خدمت ایشان را میان باید بست، کودکان را بازی نباید کرد و جوانان را بوالعجبی نباید کرد، پیران را قرایی و مرایی نباید کرد،علم هر دو جهان درین کلمات گفته شد اِنّا لله و اِنّا اِلیه راجعون قحط خدای آمد! قحط خدای آمد! قحط خدای آمد! پیش ازین قحط نان و آب بوده است اکنون قحط خدای آمد! درمانگرید کی این سخن بر ما ختم شد، و دست بروی فرود آورد و ختم کرد.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شیخ در آخرین لحظات زندگیاش به جمع حاضر وصیت میکند که به خدمت درویشان پرداخته و از سرگرمی و بیاعتنایی به جوانان و پیران خودداری کنند. او با بیان اهمیت این دستورات، به قحطی روحانی و معنوی اشاره میکند که نسبت به قحطیهای مادی پیشین عمیقتر و خطرناکتر است. در نهایت، شیخ کلامش را با اشاره به بازگشت به خدا به پایان میرساند و زندگیاش را به پایان میبرد.
هوش مصنوعی: شیخ در آخرین لحظات زندگیاش خطاب به جمعی گفت که باید به خدمت درویشان مشغول شد و به آنها کمک کرد. تاکید کرد که نباید با کودکان بازی کرد، جوانان را به حماقت واداشت و به پیران بیاحترامی کرد. او گفت علم هر دو جهان در این سخنان نهفته است و از قحط خداوند شکایت کرد و اظهار داشت که قحط خدا آمده است، قحطی که پیش از آن کمبود غذا و آب بوده، اما حالا قحط خداوند احساس میشود. سپس از این سخنان دست برداشت و پایان صحبتهایش را اعلام کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.