چراغ خود دگر در بزم او بینور میبینم
بهشتی دارم اما دوزخی از دور میبینم
به خشم است آن مه از غیر و نشان تیر خوفم من
که در دستش کمان خشم را پرزور میبینم
نگه ناکردنش در غیر خرسندم چسان سازد
که من میل نگه زان نرگس مخمور میبینم
به ساحل گر روم بهتر که دریای وصالش را
ز طوفانی که دارد در قفا پرشور میبینم
هنوز از آفتاب وصل گرمم لیک روز خود
به چشم دور بین مثل شب دیجور میبینم
برای غیر گوری کنده بودم در زمین غم
کنون تابوت خود را بر لب آن گور میبینم
چسان پیوند برد محتشم در نزع جسم از جان
ز دست او کنون خود را به آن دستور میبینم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساس انزوا و ناامیدی خود در بزم محبوب سخن میگوید. او میبیند که چراغ محبتش خاموش شده و در عین حال در دلش بهشتی وجود دارد که دور از دسترس است. خشم محبوب او را متأثر کرده و او در تلاش است که نگاه او به غیر باعث آرامش او نشود. در دریا و طوفان وصال محبوب غرق شده، اما در عین حال از نور آفتاب وصالش احساس گرما میکند. شاعر از عمق غم و اندوه خود میگوید که گوری برای دیگران حفر کرده، اما حالا خود را در آستانه مرگ میبیند. در نهایت، محتشم در تأملی عمیق درباره جدایی روح از تن خود به سر میبرد.
هوش مصنوعی: در مجالس او، با وجودی که بهشت را در ذهن دارم، احساس میکنم که در خلوت دلم، عذاب و ناراحتی وجود دارد. عشق و محبت او برایم مانند روشنایی است، اما در واقعیت، همهچیز بینور و سرشار از درد به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: ماه از وجود دیگران ناراحت و عصبانی است و من نیز از نشان تیر ترسم میکنم، چون کمان خشم او را با قدرت در دستش میبینم.
هوش مصنوعی: وقتی او به من نگاه نمیکند، نمیدانم چگونه باید با این وضعیت کنار بیایم؛ چون من فقط میتوانم زیبایی چشمانش را ببینم و این حال مرا مدهوش کرده است.
هوش مصنوعی: اگر به ساحل بروم، بهتر است، چون در اینجا طوفان پشت سر دریای عشق او را با شور و هیجان میبینم.
هوش مصنوعی: من هنوز تحت تأثیر عشق و صفای وصال هستم، اما روزی که میگذرد را با چشم دوربین مانند شبی تاریک و غمانگیز میبینم.
هوش مصنوعی: مدتها برای دیگران در زمین غم گور میکند و حالا خودم را در حال آماده شدن برای خاک سپاری میبینم.
هوش مصنوعی: چگونه محتشم در جدال بین جسم و جان، این پیوند را قطع کرد؟ حالا من خود را با آن روش میبینم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به عهدت ای شه خوبان عجب دستور میبینم
دیار عیش ویران ملک غم معمور میبینم
من از بیصرفهگوییهای تو ناصح نمیرنجم
توام مختار میدانی منت مجبور میبینم
روم نزدیک و بینم تا چه گل خواهد شکفت آنجا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.