طبیب من ز هجر خود مرارنجور میدارد
مرا رنجور کرد از هجر و از خود دور میدارد
چو عذری هست در تقصیر طاعت می پرستان را
امام شهر گر دارد مرا معذور میدارد
به باطن گر ندارد زاهد خلوت نشین عیبی
چرا در خرقهٔ خود را این چنین مستور میدارد
اگر بینی صفائی در رخ زاهد مرو از ره
که صادق نیست صبح کاذب اما نور میدارد
سیه روزم ولی هستم پرستار آفتابی را
که عالم را منور در شب دی جور میدارد
طلب کن نشئه زان ساقی که بیمی چشم خوبان را
به قدر هوش ما گه مست و گه مخمور میدارد
پس از یک مردمی گر میکنی صد جور پیدرپی
همان یک مردمی را محتشم منظور میدارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج ناشی از دوری از محبوب صحبت میکند و به طبیب خود که او را از این هجران رنجور کرده، شکایت میکند. او همچنین به hypocrisy زاهدانی اشاره میکند که ظاهری آراسته دارند اما باطنشان خالی است و میپرسد چرا آنها باید خود را پنهان کنند. شاعر خود را در وضعیتی سیهرو میبیند اما همچنان به عشق روشنایی و حقیقت پایبند است و از ساقی میخواهد تا نوشیدنی خاصی به او بدهد. در نهایت میگوید که در دنیای مردمدار، توجه به حقیقت و صداقت از اهمیت بسزایی برخوردار است.
هوش مصنوعی: طبیب من به خاطر دوری از خودم، مرا آزار میدهد و از همین دوری، رنج و درد به من میدهد.
هوش مصنوعی: اگر در انجام عبادت و اطاعت خطایی رخ دهد و دلیلی برای آن وجود داشته باشد، امام شهر میتواند فرد را مورد عذر قرار دهد و ملامتش نکند.
هوش مصنوعی: اگر زاهدی که در خلوت به سر میبرد، درونش عیبی ندارد، پس چرا لباس و ظاهر خود را اینگونه مخفی نگه میدارد؟
هوش مصنوعی: اگر در چهره زاهدی زیبایی و صفایی میبینی، از او دور شو؛ چرا که او راستگو نیست. صبح کاذب است، اما باز هم نوری دارد.
هوش مصنوعی: من روزهای سخت و تاریکی را سپری میکنم، اما همچنان به نگهداری از روشنایی زندگی مشغولم؛ همان نوری که در شبهای تار، جهان را روشن میکند.
هوش مصنوعی: از آن ساقی درخواست کن که نشئهای به تو بدهد، زیرا نگرانی و زیبایی چشمان معشوقان به اندازهٔ فهم ماست، و گاهی ما را مست و گاهی نیز در حال سرخوشی نگه میدارد.
هوش مصنوعی: اگر پس از یک عمل خوب که انجام میدهی، به طور مداوم و در اشکال مختلف به آن عمل ادامه دهی، در نهایت همان یک عمل خوب با احترام و اهمیت فراوان مورد توجه قرار میگیرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا پاس ادب زان آستان مهجور می دارد
ترا تمکین و ناز از صحبت من دور می دارد
نباشد حسن را مشاطه ای چون پاکدامانی
به قدر شرم، رخسار نکویان نور می دارد
لب میگون و چشم مست او را هر که می بیند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.