چند عمرم در شب هجران به ماتم بگذرد
مرگ پیش من به از عمری که در غم بگذرد
بی تو از عمرم دمی باقیست آه ار بعد ازین
بر من از ایام هجران تو یکدم بگذرد
هیچ دانی چیست مقصود از حیات آدمی
یکدمی کزعمر با یاران همدم بگذرد
گر بگفت دوست خواهد از حریفان عالمی
مرد آن بادش که میگفت از دو عالم بگذرد
خیل سلطان خیالت کز قیاس آمد برون
بگذرد در دل دمی صد بار اگر کم بگذرد
ای که باز از کین ما دامن فراهم چیدهای
دست ما و دامن مهر تو کین هم بگذرد
محتشم بیمار و جانش بر لب از هجران توست
کاش بر وی بگذری زان پیش کز هم بگذرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و اندوه هجران معشوق میگوید و به ماتم و غم کشیده شدن در این فراق اشاره میکند. او زندگی را بیمعنی مییابد و هر لحظهای که بدون معشوق بگذرد، برایش سخت و نامطلوب است. در بیان حسرتش، تأکید میکند که اگر لحظهای از عمرش در کنار یاران و دوستان بگذرد، ارزشمندتر از عمر طولانی در عزلت است. شاعر به یاد میآورد که در حالی که به یاد دوستش همیشه در دلهره و غم است، آرزو دارد که معشوقش بر او گذر کند تا دردش کمی تسکین یابد. این حس شدید از نقصان و وابستگی او را در مرز مرگ و زندگی قرار داده است.
هوش مصنوعی: چندین سال از عمرم را در شبهای جدایی به سوگ و غم میگذرانم. مرگ برای من بهتر از این است که عمری را در اندوه و ناراحتی بسر برم.
هوش مصنوعی: بدون تو، لحظهای از عمرم باقی نمانده است. ای کاش پس از این، حتی یک دقیقه هم از زمان جداییام با تو بگذرد.
هوش مصنوعی: آیا میدانی معنای زندگی انسان چیست؟ زندگی او لحظهای بیش نیست و باید این لحظه را با دوستانش سپری کند.
هوش مصنوعی: اگر دوست بگوید که از رقیبان دل میخواهد، خوشا به حال کسی که بتواند از این دو جهان بگذرد.
هوش مصنوعی: تعداد زیادی از تصورهای تو که از مقایسهها فراتر رفتهاند، اگرچه به سرعت در دل میگذرد، اما تأثیر آن بسیار عمیق است.
هوش مصنوعی: ای کسی که دوباره به خاطر کینهات برای ما دامنی گستردهای، بدان که دست ما و دامن محبت تو نیز از این کینه عبور خواهد کرد.
هوش مصنوعی: محتشم در حال بیماری است و جانش به خاطر دوری تو در خطر است. ای کاش به او یک نظر بیندازی قبل از آنکه خودش از دنیا برود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟
عمر من کم باد، تا روز چنین کم بگذرد
دولت وصلت گذشت و محنت هجران رسید
آن گذشت، امید می دارم که این هم بگذرد
نگذرد، گر سالها باشم براهش منتظر
[...]
غم مخور ای دل که خوب و زشت عالم بگذرد
سور و ماتم هر دو بر فرزند آدم بگذرد
آنچه بگذشته است، وهم است آنچهآینده است وهم
زندگانی یک دمست آنهم دمادم بگذرد
زندگی گر بهر این ده روز ناچیز است و بس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.