به سینه داغ نهانی که داشتم ز تو دارم
نهان ز خلق لسانی که داشتم ز تو دارم
تو لطفها که به من داشتی فغان که نداری
ولی من آه و فغانی که داشتم ز تو دارم
مکش به طعنه بیدردیم که بر دل غمگین
هنوز زخم سنانی که داشتم ز تو دارم
چه سود سرمهٔ آسودگی بدیده کشیدن
که چشم اشک فشانی که داشتم ز تو دارم
بدیدهٔ دگران جام کن به رغم من ای گل
که دیدهٔ نگرانی که داشتم ز تو دارم
به چشم و لطف نهان سوی محتشم نظری کن
که چشم و لطف نهانی که داشتم ز تو دارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و غمی سخن میگوید که به خاطر عشقش به معشوق در دل دارد. او احساس میکند که محبت و لطف معشوق را دیگر ندارد و در عوض، داغ و درد واگذاشتن را با خود به همراه دارد. شاعر به زخمهای عاطفی و زجرهایی که از جدایی میکشد اشاره میکند و ناامیدیاش از رهایی از این غم را ابراز میکند. در نهایت، از معشوق میخواهد نگاهی به او کند و درک کند که عشقش هنوز در دلش زنده است.
هوش مصنوعی: من در دل خود، آتش عشق تو را پنهان کردهام و از این احساس عمیق، زبانی دارم که تنها برای توست و از نظر دیگران پنهان مانده است.
هوش مصنوعی: تو محبتهایی که به من کردی را فراموش نکن، هرچند حالا دیگر از تو خبری نیست. اما من هنوز از درد و اندوهی که برای تو داشتم صحبت میکنم.
هوش مصنوعی: به من کنایه نزن که ما دردی نداریم، زیرا هنوز زخم کهنهای از تو در دل غمگینم باقی مانده است.
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که زیباییها و راحتیها را تماشا کنم، وقتی که چشمانم پر از اشکهایی است که به خاطر تو ریختهام؟
هوش مصنوعی: ای گل، به خاطر دیگران خود را در معرض نمایش بگذار، هرچند که من نمیخواهم. چون حالا نگاه نگران من به توست، همانطور که قبلاً بود.
هوش مصنوعی: به نگاه و محبت پنهانی که نسبت به محتشم داری توجه کن؛ چرا که همان نگاه و محبت پنهانی که از تو داشتم، اکنون به تو تعلق دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.