گر شود ریش درون رخنه گر بیرونم
بنمایم به تو کز داغ نهانت چونم
هرچه دارم من مهجور ز عشقت بادا
روزی غیر به غیر از غم روز افزونم
وصلت ار خاصهٔ عاشق نبود روز جزا
لیلی از شوق زند نعره که من مجنونم
خونم آمیخته با مهر غیوری که اگر
بیند این واقعه در خواب بریزد خونم
دی به دشنام گذشت از من و امروز به خشم
از بدآموزی امروز بسی ممنونم
نامهای خواند و درید آن مه پرکار که رفت
دل به صد جا ز نهان ماندن آن مضمونم
محتشم در سخن این خسرویم بس که شده
خلعت آن قد موزون سخن موزونم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل احساسات عمیق خود را نسبت به عشق بیان میکند. او به شدت از جدایی و عشق ناکام رنج میبرد و به بروز درد و عذاب روانی ناشی از آن اشاره میکند. عشق او چنان قوی است که حتی خواب به آن شدت میتواند تأثیرگذار باشد. همچنین، شاعر به یادآوری گذشته و تأثیر خشم و دشنام بر رابطهاش میپردازد. در پایان، او خود را با هنری موزون مرتبط میکند و به نوعی تجلی در سخن و عشق را معرفی مینماید.
هوش مصنوعی: اگر زخمهای درونم آشکار شود و نشان دهم که چه داغی در دلم دارم، خواهی دید که چقدر به تو وابستهام و چقدر درد کشیدهام.
هوش مصنوعی: هر چه دارم، به خاطر دوری از عشق تو، روزی فقط با غم بیشتر از قبل همراه خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر وصال تو نصیب عاشق نباشد، روز قیامت لیلی از شوق فریاد خواهد زد که من مجنونم.
هوش مصنوعی: خون من با عشق و غیرت آمیخته شده است، به طوری که اگر او این واقعه را در خواب ببیند، خون من خواهد ریخت.
هوش مصنوعی: دیروز با بدگویی از من گذشت و امروز به خاطر تاثیرات منفی که از دیگران گرفتهام، بسیار سپاسگزارم.
هوش مصنوعی: او نامهای را خواند و آن را پاره کرد، و آن دختر زیبا و پرمشغله به شدت تحت تأثیر قرار گرفت، به طوری که قلبش به هزار راز پنهان گرفتار شد.
هوش مصنوعی: محتشم در کلام من، شبیه این پادشاهی هستم که به خاطر زیبایی و تناسب شایستگیام، به من لباس و افتخاری دادهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
منکه در دشت جنون پیشرو مجنونم
شاید ار لیلی ایام شود مفتونم
یار لب بر لب من دارد و مست از می غیر
خون بدل جان بلب از آن دو لب میگونم
غرقه بحر خودی شد تن من نوح کجاست
[...]
بی تو ای دوست ندانی که چه گویم چونم
به جمال تو که چون سوخت در و بیرونم
جلوه ای کن به من و شمع وجودم بردار
وعده ی وصل من آن است بریزی خونم
جانم آزاد کن از واهمه ی وصل و فراق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.