تائبم از می به دور نرگس غماز او
تا نگویم در سر مستی به مردم راز او
میشوم غمگین اگر سوی خود آوازم کند
زان که میترسم رقیبی بشنود آواز او
با وجود آن که یک نازش به صد جان میخرم
کرده استغنای عشقم بینیاز از ناز او
تیر او مرغیست دست آموز و مرغ روح ما
چون دل طفلان به پرواز است از پرواز او
هر کرا بینم که دم گرمست ازو ایمن نیم
زان که میترسم به تقریبی شود دمساز او
ترک من شد مست و بر دوش رقیب انداخت دست
وه که شد ملک دلم ویران ز دست انداز او
هر کجا مطرب ز نظم محتشم خواند این غزل
آفرین کردند بر طبع سخن پرداز او



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دلبستگی به محبوب خود سخن میگوید و از رازها و احساسات درونیاش نسبت به او پرده برمیدارد. او در میانهی شادی و اندوه به سر میبرد، زیرا از یک سو به ناز و لطافت محبوب دل بسته است و از سوی دیگر، نگران است که مبادا رقیبی راز عشقش را بداند. به تصویر کشیدن تمثیل عشق در قالب پرندهای که بر بالای سرش به پرواز درمیآید، نشاندهندهی نحوهی آسیبپذیریاش نسبت به این عشق و وابستگیاش است. شاعر از تب و تاب ناشی از عشق میگوید که دلش به خاطر محبوب و تنهاییاش ویران شده و از شعری که به وصف این عشق پرداخته، لذت میبرد.
هوش مصنوعی: من از شراب و لذتهای آن دست بر داشتهام تا وقتی در حالت مستی قرار دارم، نتوانم سرانجام راز عشق او را به دیگران بگویم.
هوش مصنوعی: اگر صدای او به سوی من بیاید، غمگین میشوم، چون از این میترسم که رقیبی صدای او را بشنود.
هوش مصنوعی: با اینکه فقط یک بار نگاه او برای من ارزش جانهای زیادی را دارد، اما عشق من به او به قدری عمیق است که به ناز و کرشمهاش نیازی ندارم.
هوش مصنوعی: تیر او مانند پرندهای است که آموزش دیده و تحت کنترل است، اما پرواز روح ما شبیه پرواز یک کودک است که آزاد و بدون قید و شرط پرواز میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی را که میبینم که با انرژی و شوق زیاد صحبت میکند، به او اطمینان نمیکنم، چون نگرانم که به مرور زمان، به او وابسته شوم و دمسازش شوم.
هوش مصنوعی: ترک من دچار مستی شده و بر دوش رقیب دست انداخته است. وای که چگونه دل من از چنگ او ویران شد!
هوش مصنوعی: در هر مکانی که نوازنده به زیبایی این غزل را بخواند، ستایشهایی نسبت به طبع و ذوق شاعر او ابراز میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صید شیران می کند آهوی رو به باز او
راه بابل می زند هاروت افسون ساز او
هر شبی بنگر که بر مهتاب بازی می کند
هندوان زلف عنبر چنبر شب باز او
از چه روی ابروی زنگاری کمان او کمان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.