هر که دیدم چو نی از غم به فغانست که تو
یار غیری و فغان من از آن است که تو
همچو سوسن به زبان با همه کس در سخنی
وین خسان را همگی حمل بر آن است که تو
میدری غنچه صفت پردهٔ ناموس ولی
بر من تنگ دل این نکته عیان است که تو
پاکدامانی از آلایش اغیار چو گل
لیک امید من خسته چنان است که تو
همچو نرگس کنی از کج نظران قطع نظر
زان که از همت صاحب نظران است که تو
گرو از صورت چین بردی و ما را ز پیت
دیده معنی از آن رو نگران است که تو
میروی وز صف سیمین بدنان هیچ بتی
محتشم را نه چنان آفت جان است که تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم و رنج ناشی از دوری یاری سخن میگوید که به دیگران وابسته است و او را از دل شاد نمیکند. او از زیباییهای یار میگوید و به نازکی و لطافت او نسبت به دیگران اشاره میکند، در حالی که خود احساس بدبختی و ناتوانی میکند. شاعر به پاکدامانی یار اشاره دارد و امید خود را در این زمینه از دست نمیدهد، اما حسرتی عمیق بر دلش میکوبد. در نهایت، او به دلیلی خاص میپردازد که یار، نه تنها زیباییهای خود را ظاهر میکند بلکه دل او را نیز به درد میآورد.
هوش مصنوعی: هر کسی که دیدم، مانند نی به خاطر غم خود، ناله و فریاد داشت. دلیل فریاد من این است که تو با کسی دیگر هستی.
هوش مصنوعی: همچون گل سوسن که با همه صحبت میکند، اما برخی افراد تنها بر اساس ظاهر قضاوت میکنند و فکر میکنند که تو هم مانند آنها هستی.
هوش مصنوعی: ای دل تنگ، تو میدانی که گلهای نازک و لطیف در دنیای عشق و محبت پوشیده و حساس هستند، اما برای من واضح است که تو نیز در پنهان، شایستگی عشق و احترام را داری.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به پاکی و بیآلایشی خود مانند گل اشاره میکند، اما در عین حال از ناامیدی و پریشانی خود سخن میگوید و بیان میکند که امیدش به بیدار شدن و بهبود وضعیتش به اندازهای خسته است که انگار هیچ امیدی ندارد.
هوش مصنوعی: مانند گل نرگس، از نگاههای بد دیگران چشم بپوش و خودت را از آنها دور نگهدار، زیرا این از عزم و ارادهی افرادی است که درک و بینش صحیحی دارند.
هوش مصنوعی: تو زیباییات را از چهرهات میگیری و ما از چشمانت، به خاطر تو نگرانیم.
هوش مصنوعی: تو از دنیای زیبای سیمینرنگ میروی و هیچ موجود باوقار و محترمی را نمیتوان پیدا کرد که به اندازهی تو بر روح و جان آدمی تاثیر بگذارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غیر را خون دل از دیده روان است که تو
خون ما ریزی و، ما را غرض آن است که تو
نشوی شهره بعاشق کشی اندر همه شهر
آری آیین مروت نه چنان است که تو
بی سبب رسم و ره جور و جفا گیری پیش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.