ای سرو گلندام که داری کمر از مو
بر مو کمری نیست مناسب مگر از مو
جز کاتب قدرت که رخت را ز خط آراست
کس خط ننوشته است به روی قمر از مو
بر روی تو خط نیست که از جنبش آن زلف
افشان شده بر صفحهٔ گل مشک تر از مو
با تیزی مژگان تو نقاش چه سازد
گیرم که بسازد قلمی تیزتر از مو
جز هندوی چشمت که به مژگان رگ جان زد
فساد ندیدم که زند نیشتر از مو
گفتی اثری در تب عشق از تو نمانده
در آتش سوزنده چه ماند اثر از مو
ترسم نرسد بر بدن محتشم از ضعف
پیکان خدنگ تو که دارد گذر از مو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای محبوبش میپردازد و او را به مثابه یک سرو بلند و با وقار معرفی میکند. او تأکید میکند که هیچ زیبایی و خطی نمیتواند به پای زیبایی محبوب برسد و هر آنچه که در طبیعت وجود دارد، از جمله مژگان و زلف او، در مقایسه با ویژگیهای او ناتوان است. شاعر همچنین در میانه عشق و تب عشق، به تأثیرات عمیق آن اشاره میکند و نگرانی خود را از ضعف و آسیبپذیری در برابر عشق بازگو میکند. نهایتاً، او در سطرهایی دیگر حسرت میخورد که نتوانسته است به خوبی احوال خود را بیان کند.
هوش مصنوعی: ای سرو زیبای خوشتراش که کمر زیبایت از مو پیچیده است، هیچ کمری به زیبایی و مناسبت کمر تو نیست که از موهای تو الهام گرفته باشد.
هوش مصنوعی: جز خالق توانا که زیباییهای تو را خلق کرده است، هیچ کس قلمی به زیبایی چهرهات بر ماه نزده است.
هوش مصنوعی: بر روی صورت تو اثری وجود ندارد که بر اثر تکان دادن آن موها، بر سطح گل زیبای مشکینتر از مو نشان بگذارد.
هوش مصنوعی: با نگاه پرشیفته و جذبت، هنرمند چه میتواند خلق کند؟ حتی اگر قلمی بسازد که از موی تو تیزتر باشد، باز هم نمیتواند به زیبایی و جذابیت چشمان تو برسد.
هوش مصنوعی: هیچ چیز دیگری جز زیبایی چشم تو را نمیبینم که همچون نیشتری به عمق جانم نفوذ میکند و فاسد میسازد.
هوش مصنوعی: گفتی که از عشق تو هیچ اثری در وجودم باقی نمانده است. اما مثل این است که در آتش سوزانی، از موهای تو چه چیزی باقی میماند؟
هوش مصنوعی: نگرانی من این است که تیر تو، با تمام قدرتش، نتواند به بدن محتشم آسیب برساند، زیرا چنان لطیف و نازک است که گویی فقط از مو عبور میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای سبزه دمانید به گرد قمر از مو
سر سبزی خط سیهت سر به سر از مو
مویی ست دهان تو و در موی شکافی
هنگام سخن ریخته لؤلؤی تر از مو
کس موی میانت نکند یک سر مو فرق
[...]
از مژه سنان داری وجوشن به بر ازمو
ز ابرو بودت خنجر ومغفر بسر از مو
در فارس همه خاک زمین نافه چین شد
از بسکه همی ریخته ای مشک تر از مو
ده مستیم از چشم و ببر هستیم از دست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.