از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی
اوقات خود ضایع مکن بر رغم چون من ناکسی
از شوخیت بر قتل خود دارم گمان اما کجا
پروای این ناکس کند مثل تو بیپروا کسی
اقبال و ادبارم نگر کامشب به راهی این پسر
تنها دچارم گشت و من همراه بودم با کسی
با غیر اگر عمری بود پیدا نگردد هیچ کس
یک دم به من چون برخورد در دم شود پیدا کسی
با آن که خار غیرتم در پا بود از پی دوم
در راه چون همره شود با آن گل رعنا کسی
سر در خطر تن در عنا دل در گرو جان در بلا
فکر سلامت چون کند با این ملامتها کسی
داری ز شیدا گشتگان رسوا بسی در دشت غم
در سلگ ایشان محتشم رسواتر از رسوا کسی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تنهایی و حسرت خود میگوید و تأکید میکند که نباید وقت را با دیگری تلف کرد. او به شوخی تأکید میکند که شوخیهای محبوبش او را به مرگ میکشاند و از بیپروا بودن او تعجب میکند. شاعر در شب تنهاییاش به تجربه کردن احوال خود میپردازد و بیان میکند که هیچکس در سختیها و بیکسیها به او یاری نمیرساند. او همچنین به درد و رنج ناشی از عشق و غم اشاره میکند و از رسواییهای ناشی از عشق به معشوقش سخن میگوید، که در نهایت خود او را به مرز رسوایی میرساند.
هوش مصنوعی: هر لحظه به خاطر حسرتی که دارم، وقتت را با کسی هدر نده. به خاطر اینکه من فردی بیاهمیت هستم، خودت را درگیر مسائل بیفایده نکن.
هوش مصنوعی: به خاطر شیطنتهایت بدگمان شدهام که شاید خودت را به خطر بیندازی، اما در عجبم که چه کسی به بیپروایی تو اهمیت میدهد؟ کسی مثل تو که اینقدر بیپرواست؟
هوش مصنوعی: امشب، به وضعیتی نگاه کن که من به حالتی از سرگشتگی و تنهایی دچار شدهام، در حالی که کسی در کنارم نیست.
هوش مصنوعی: اگر با دیگران عمری زندگی کنی، هیچ کس در دنیا نمیتواند به اندازه یک لحظهای که من در کنار تو هستم، به تو نزدیک شود و این نزدیکی را حس کند.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در پایم خار غیرت وجود داشت، اما در پی عشق و در راهی که با گل زیبا همقدم میشدم، هیچ مانعی برایم نبود.
هوش مصنوعی: زندگی پر از خطرات است؛ بدن در معرض آسیب و دل در حال جدایی. جان در معرض مشکلات قرار دارد و با این همه، کسی چگونه میتواند به فکر سلامتیاش باشد در حالی که با این همه چالش و سرزنش روبهرو شده است؟
هوش مصنوعی: تو در میان افرادی که عاشق و دیوانه شدهاند، شهرت و معروفیت بیشتری داری. در دشت غم و اندوه، وضعیت تو از دیگران که در این حال هستند، بیشتر جلب توجه میکند و رسوایی تو بیشتر از بقیه نمایان است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در هیچجا هرگز نشد بیند ترا تنها کسی
یا تو در آغوش کسی یا در بر تو ناکسی
خاکیست دشت عشق را کز طبع شورانگیز آن
مجنونصفت پیدا شود هر دم درین صحرا کسی
دادند از مهر تو جهان عشاق و تو نامهربان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.