گفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشست
به فراست سخنی گفتم و بر کار نشست
صحبتی داشت که آمیخت بهم آتش و آب
دی که در بزم میان من و اغیار نشست
غیر کم حوصله را بار دل از پای نشاند
للهالحمد که این فتنه به یک بار نشست
سایه پرورد بلا میشوم آخر کامروز
بر سرم مرغ جنون آمد و بسیار نشست
هرکه چون شمع به بالین من آمد شب غم
سوخت چندان که به روز من بیمار نشست
پشت امید به دیوار وفای تو که داد
که نه در کوچهٔ غم روی به دیوار نشست
محتشم آن کف پا از مژهات یافت خراش
گل بیخار شد آزرده چو با خار نشست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و رنج دل میگوید و تأثیرات آن بر وجودش را توصیف میکند. او با اشاره به تیر محبت معشوق، از غم و آتش دلش سخن میگوید و در میهمانیهایش با دیگران، این درد را احساس میکند. شاعر به صحنههایی از سوختن شمع و شبهای غم اشاره میکند که هر یک نشانی از غم و اندوه اوست. در انتها، تجربیاتش را با امید به وفای محبوب پیوند میزند و از زخمهایی که عشق بر دلش گذاشته سخن میگوید.
هوش مصنوعی: به او گفتم که تیر محبتت به دل بیچارهام خواهد نشست. به نیکفکری صحبت کردم و بر روی کار خود متمرکز شدم.
هوش مصنوعی: در میانی مهمانی، گفت و گویی داشتم که به نوعی ترکیب آتش و آب بود. این گفتگو به حضور دیگران در کنار من مربوط میشد.
هوش مصنوعی: بیت به این معناست که شخصی که از تحمل کمی برخوردار است، توانسته بار سنگینی را از دوش خود بردارد و در نهایت به شکرگذاری خدا میپردازد که این مشکل یا بحران به سادگی حل شده است.
هوش مصنوعی: در نهایت من تحت تأثیر مشکلات و سختیها قرار میگیرم، زیرا امروز بر سرم افکار دیوانگی نشسته و به شدت در من تأثیر گذاشته است.
هوش مصنوعی: هر کسی که شب نزدیک من آمد، مانند شمعی که میسوزد، غم و ناراحتی زیادی را تجربه کرد تا جایی که در روز بعد، من بیمار شدم.
هوش مصنوعی: امید من به وفای تو مانند دیواری است که به آن تکیه کردهام، اما در کوچهٔ غم تنها نشستهام و به دیوار نگاه میکنم.
هوش مصنوعی: محتشم از لطافت و زیبایی مژهات به پاهایش خراش افتاده است. گل، که معمولاً بدون خار است، وقتی که با خار مواجه میشود، نگران و آزردهخاطر میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سرو بر خاک ره از رشک قد یار نشست
جلوه قامت او دید ز رفتار نشست
خاک در دیده آن رهرو بی صبر و ثبات
کز ره کعبه بآزردگی خار نشست
تا چو صورت تهی از جان نشود قالب ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.