چون یکچندی برین گذشت و قواعد مصدقت میان ایشان هرچه مستحکم تر شد و اهلیت او این امانت و محرمیت او این سر را محقق گشت در اکرام او بیفزود و مبرتهای فراوان واجب دید. پس یک روز گفت: ای بذاذر، من غرض خویش تا این غایت بر تو پوشیده داشتم، و عاقل را اشارتی کفایت باشد.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: برزویه و هندو پس از مدتی گفتگو و تبادل نظر به شناخت و اعتماد متقابل دست مییابند. برزویه به هندو احترام بیشتری میگذارد و تصمیم میگیرد هدف اصلی خود را با او در میان بگذارد. او به هندو میگوید که عاقلها تنها به یک اشاره نیاز دارند تا مقصود را درک کنند و حال وقت آن است که راز خود را فاش کند.
هوش مصنوعی: پس از مدتی که قواعد و قوانین بین آنها بهطور مشخصتری تثبیت شد و صلاحیت او برای نگهداری این امانت و راز بهخوبی ثابت شد، احترام او افزایش یافت و وظایف زیادی بر دوشش گذاشته شد. سپس یک روز گفت: ای بذاذر، من هدف خود را تا به این مرحله از تو پنهان نگهداشتم و برای یک انسان عاقل، همین اشاره کافی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.