شگال جواب داد که:
هر روز مرا سری و دستاری نیست
این کرت خلاص یافتم، اما جهان از حاسد و بدگوی پاک نتوان کرد، و تا اقبال ملک بر من باقی است حسد یاران برقرار باشد. و بدین استماع که ملک سخن ساعیان را فرمود ملک را سهل الماخذ شمرند و هر روز تضریبی تازه رسانند و هرساعت ریبتی نو در میان آرند. و هر ملک که چربک ساعی فتنه انگیز را در گوش جای داد و بزرق و شعوذه نمام التفات نمود خدمت او جان بازی باشد و ازان احتراز نمودن فریضه گردد. و مثلی مشهور است که
«خل سبیل من وهی سقاوه»
و یک سخن بخواهم گفت اگر رای ملک استماع آن صواب بیند که،: سزاوارتر کس بقبول حجت و سماع مظلمت ملوک و حکاماند. و ملک اگر در این حادثه بر من رحمت فرمود واعتمادی تازه گردانید از وجه تفضلی بود که آن را نعمتی وصنیعتی توان خواند، اما بدین تعجیل که رفت من در مکارم او بدگمان گشتم و از عواطف ملکانه نومید شد، چه سوابق تربیت خویش و سوالف خدمت مرا بیهوده در معرض تضییع و حیز ابطال آورد بتهمتی حقیر، که اگر ثابت شدی هم خطری نداشت. و مخدوم چنان باید که بسطت دل او چون دریا بی نهایت و مرکز حلم او چون کوه باثبات باشد، نه سعایت این را در موج تواند آورد نه فورت خشم آن در حرکت.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شگال در جواب به حسادتها و بدگوییهای اطرافیانش میگوید که روزی بر او نخواهد گذشت که از این مشکلات رهایی یابد. او میفهمد که تا زمانی که مقام و اقبال او برقرار است، حسد و بدگوییها در میان خواهد بود. شگال به این نکته اشاره میکند که اگر ملوک و حکام به درستی به سخن وی گوش فرا دهند و او را مورد اعتماد قرار دهند، این امر به خودی خود رحمت و نعمت است. اما او در مواجهه با برخی رفتارها و بدگمانیها نسبت به خدماتش، احساس ناامیدی میکند و معتقد است که مقامهای بزرگ باید عواطف و گذشتهای بیشتری از خود نشان دهند. وی تأکید میکند که نکات منفی نمیتواند در دل رئوف و بزرگ جای بگیرد.
هوش مصنوعی: هر روز من نه سر دارم و نه دستار.
هوش مصنوعی: من در موقعیتی راحت قرار گرفتم، اما نمیتوان جلوی حسادت و بدگوییهای مردم را گرفت. تا زمانی که شانس و روزگار خوب بر من حاکم است، حسادت دیگران ادامه خواهد داشت. میگویند که وقتی سخن گویندگان را شنیدند، حاکم را آسانگیر برآورد میکنند و هر روز به شایعات و مسائل تازهای دامن میزنند. هر حاکمی که به حرف و افکار مخرب توجه کند و به فریب و نیرنگها اهمیت دهد، در واقع خود را به خطر میاندازد و دوری از این کار ضروری است. ضربالمثلی رایج وجود دارد که این مفهوم را بیان میکند.
هوش مصنوعی: "من را در مسیر خود رها کن، زیرا او مانند آبپاشی برای من است."
هوش مصنوعی: اگر پادشاه صلاح بداند که سخنی را بشنود، سزاوارتر از دیگران کسانی هستند که باید حرفهای خود را بپذیرند و ظلمهایی که بر آنها رفته است را بشنوند. اگر در این موقعیت پادشاه به من لطفی کند و اعتمادی تازه به من نشان دهد، این لطفی از جانب او خواهد بود که میتوان آن را نعمتی بزرگ دانست. اما به دلیل شتابی که در این زمینه صورت گرفت، من نسبت به مکارم او بدگمان شدم و از محبت او ناامید گشتم. زیرا پیشینه تربیت و سوابق خدمت من بیدلیل در معرض آسیب و نقص قرار گرفت به خاطر یک اتهام کوچک، که حتی در صورت اثبات آن، خطر جدی به همراه نداشت. شایسته است که بزرگواران و پادشاهان دلشان مانند دریا وسیع و صبرشان مانند کوه استوار باشد، نه اینکه از شایعات و خشمهای جزئی متاثر شوند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.