مولانا
»
مثنوی معنوی
»
دفتر دوم
»
بخش ۶۳ - از خر افکندن ابلیس معاویه را و روپوش و بهانه کردن و جواب گفتن معاویه او را
گفت هنگام نماز آخر رسید
سوی مسجد زود میباید دوید
عجلوا الطاعات قبل الفوت گفت
مصطفی چون در معنی میبسفت
گفت نی نی این غرض نبود تو را
که بخیری رهنما باشی مرا
دزد آید از نهان در مسکنم
گویدم که پاسبانی میکنم
من کجا باور کنم آن دزد را
دزد کی داند ثواب و مزد را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، مولانا به گفتگو میان معاویه و ابلیس میپردازد. ابلیس به معاویه میگوید که وقت نماز رسیده و او باید به مسجد برود، اما معاویه پاسخ میدهد که هدفش از این کار فقط نمایش و بهانهجویی است و او واقعاً به فکر انجام واجبات نیست. در ادامه، معاویه به ابلیس میگوید که نمیتوان به کسی که خود را به عنوان پاسبان معرفی میکند، اعتماد کرد، زیرا دزد نمیتواند پاداش و ثواب را بداند. این شعر به نوعی نفاق و رفتار hypocritical انسانها در مواجهه با اعمال عبادی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: زمان نماز آخر فرا رسیده است، پس باید هرچه سریعتر به مسجد برویم.
هوش مصنوعی: سرعت بخشید به انجام کارهای خوب قبل از آنکه فرصتها از دست بروند، زیرا پیامبر در این باره به روشنی صحبت کرده است.
هوش مصنوعی: گفت نه، نه، این هدف تو نبود که مرا در مسیر درست راهنمایی کنی.
هوش مصنوعی: از پنهان دزدی به خانهام میآید و من به او میگویم که مراقبتی انجام میدهم.
هوش مصنوعی: من چطور میتوانم به آن دزد اعتماد کنم؟ دزد که نمیداند پاداش و کیفر چیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.