این بیابان خود ندارد پا و سر
بیجواب نامه خستهست آن پسر
کای عجب چونم نداد آن شه جواب
یا خیانت کرد رقعهبر ز تاب
رقعه پنهان کرد و ننمود آن به شاه
کو منافق بود و آبی زیر کاه
رقعهٔ دیگر نویسم ز آزمون
دیگری جویم رسول ذو فنون
بر امیر و مطبخی و نامهبر
عیب بنهاده ز جهل آن بیخبر
هیچ گرد خود نمیگردد که من
کژروی کردم چو اندر دین شمن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غلامی از نرسیدن پاسخ نامهاش از پادشاه بسیار آشفته و ناراحت است. او دچار تردید میشود و به این فکر میافتد که نکند نامهاش به دست پادشاه نرسیده یا خیانتی در این میان رخ داده است. او به نوشتن نامهای دیگر فکر میکند و به دنبال کسی میگردد که بتواند آن را به پادشاه برساند. در نهایت، احساس میکند که نادانی و کژروی خود اوست که موجب این وضعیت شده است.
هوش مصنوعی: این صحرا یا بیابان هیچگونه اصل و بنیاد مشخصی ندارد. بچهای که در این وضعیت است، پاسخ قانعکنندهای برای نامهای که نوشته ندارد و در عذاب و رنج است.
هوش مصنوعی: عجب است که آن پادشاه به من پاسخی نداد، یا شاید به دلیل اینکه از عشق و شوق به من دچار دلتنگی شده، به من خیانت کرده است.
هوش مصنوعی: یک نامه را پنهان کرد و آن را به شاه نشان نداد، زیرا او شخصی دو رو و حیلهگر بود و در زیر ظاهر آرامش، نیت دیگری داشت.
هوش مصنوعی: در پی یادداشت جدیدی هستم و از تجربهای تازه پیامی را جستجو میکنم که دارای مهارتهای متعدد باشد.
هوش مصنوعی: بر فرمانروا، آشپز و نامهبر، به خاطر نادانی و ناآگاهیشان، عیبهایی را نسبت دادهاند.
هوش مصنوعی: هیچکس دور خود نمیچرخد و به خود نمیبالد که من در دین کژی و انحراف داشتهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.