باز شد در عاشقی بابی دگر
بر جمال یوسفی تابی دگر
مژده بیداران راه عشق را
آنک دیدم دوش من خوابی دگر
ساخته شد از برای طالبان
غیر این اسباب اسبابی دگر
ابرها گر مینبارد نقد شد
از برای زندگی آبی دگر
یارکان سرکش شدند و حق بداد
غیر این اصحاب اصحابی دگر
سبزه زار عشق را معمور کرد
عاشقان را دشت و دولابی دگر
وین جگرهایی که بد پرزخم عشق
شد درآویزان به قلابی دگر
عشق اگر بدنام گردد غم مخور
عشق دارد نام و القابی دگر
کفشگر گر خشم گیرد چاره شد
صوفیان را نعل و قبقابی دگر
گر نداند حرف صوفی دان که هست
دردهای عشق را بابی دگر
از هوای شمس دین آموختم
جانب تبریز آدابی دگر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تجلیات عشق و دگرگونیهایی که در جهانی عاشقانه رخ میدهد، میپردازد. او از باب جدیدی در عاشقی صحبت میکند که بر جمال محبوبی به نام یوسف گشوده شده است و از خوابهای جدید و الهامات عاشقانه میگوید. عشق به عنوان یک واقعیت مقدس، آثار و جانبهای مختلف خود را نشان میدهد و حتی در شرایط نامناسب نیز بقا دارد. با اشاره به اصحاب و دوستان قدیم، شاعر به تحولاتی که در دنیای عاشقان یا به دست طبع عشق اعمال میشود، تأکید میکند و از یادگیریهای خود تحت تأثیر شمس دین به تبریز اشاره میکند. در نهایت، او عشق را با همۀ چالشها و افتخاراتش، پدیدهای با نام و ویژگیهای خاص میداند.
هوش مصنوعی: دریچهای تازه به روی عشق باز شد و و جاذبهای دیگر بر زیبایی یوسف نمایان شد.
هوش مصنوعی: خبر خوشی برای بیداران و عاشقان دارم. شب گذشته خواب تازهای دیدم که متعلق به آنهاست.
هوش مصنوعی: این جهان برای کسانی که به دنبال چیزهای دیگر هستند، با وسایل و ابزارهای متفاوتی فراهم شده است.
هوش مصنوعی: اگر ابرها باران ببارند، به معنی این است که زندگی دوباره با آب و سرزندگی همراه میشود.
هوش مصنوعی: دوستان و یاران سرکش و نافرمان شدند و حق را به غیر از این گروه از یاران، به کسانی دیگر میدهند.
هوش مصنوعی: عشق مانند یک باغ سرسبز و پررنگ است که پر از زندگی و نشاط است و عاشقان در آن به سر میبرند و فضای تازه و زیبایی را تجربه میکنند.
هوش مصنوعی: این دلهای زخمخورده از عشق، به بندهایی دیگر آویزان شدهاند.
هوش مصنوعی: اگر عشق دچار بدنامی شود، نباید ناراحت شد؛ زیرا عشق نام و ویژگیهای دیگری نیز دارد که آن را ارزشمند میسازد.
هوش مصنوعی: اگر کفشگر عصبانی شود، صوفیها مجبور میشوند که از نعل و قبقاب دگر استفاده کنند.
هوش مصنوعی: اگر کسی صحبتهای صوفی را نفهمد، باید بداند که دردهای عشق را میشود به شیوهای دیگر تجربه کرد.
هوش مصنوعی: از فضایل و شیوههای شمسالدین آموختم که در تبریز آداب و رسوم خاصی وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
یافتم از نور تو تابی دگر
دیدم از مهر تو مهتابی دگر
جز در خلوتسرای عشق تو
نیست عشاق تو را بابی دگر
دیگران از آب و گل باشند و ما
[...]
خاک و باد و آتش و آبی دگر
ابر و باران، مهر و مهتابی دگر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.