اندر دل ما توی نگارا
غیر تو کلوخ و سنگ خارا
هر عاشق شاهدی گزیدهست
ما جز تو ندیدهایم یارا
گر غیر تو ماه باشد ای جان
بر غیر تو نیست رشک ما را
ای خلق حدیث او مگویید
باقی همه شاهدان شما را
بر نقش فنا چه عشق بازد؟
آن کس که بدید کبریا را
بر غیر خدا حسد نیارد
آن کس که گمان برد خدا را
گر رشک و حسد بری برو بر
کاین رشک بُدست انبیا را
چون رفت بر آسمان چارم
عیسی چه کند کلیسیا را؟
بوبکر و عمر به جان گزیدند
عثمان و علی مرتضا را
شمس تبریز جو روان کن
گردان کن سنگ آسیا را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عشق و عاشقی میپردازد و میگوید در دل او تنها عشق محبوبش جا دارد و هر چیز دیگر به نظرش بیارزش است. او معتقد است که غیر از محبوب، هیچ کس و چیزی شایستهی حسادت نیست و عشق حقیقی فقط مبدأ الهی را در بر میگیرد. در ادامه، شاعر به روایات مذهبی اشاره میکند و تجارب اهل عرفان و پیامبران را در بستر عشق به خداوند ذکر میکند. در نهایت، شاعر از شمس تبریز میخواهد که با حضورش آنچه را که سنگین و بیارزش است، به حرکت درآورد و زندگی را سرشار از طراوت و معنا کند.
هوش مصنوعی: در دل ما، ای زیبای من، جز تو هیچ چیز دیگری وجود ندارد، حتی سنگ و خاک نیز برای ما بیارزشند.
هوش مصنوعی: هر عاشق یک معشوق خاص دارد، اما ما جز تو هیچکس دیگری را ندیدهایم، ای دوست.
هوش مصنوعی: اگر غیر از تو کسی دیگر همچون ماه باشد، ای جان، ما به هیچکس دیگر حسادت نخواهیم کرد.
هوش مصنوعی: ای مردم، درباره او چیزی نگویید؛ زیرا باقی همه شواهد و نشانهها در اختیار شماست.
هوش مصنوعی: عشق به چیزهای فانی چه ارزشی دارد برای کسی که عظمت و بزرگی خداوند را دیده است؟
هوش مصنوعی: کسی که به خدا ایمان دارد، هیچکس را مورد حسد قرار نمیدهد.
هوش مصنوعی: اگر به حسد و jealousy مبتلا هستی، برو و رهایش کن، چرا که این حسد به دست پیامبران نیز وجود داشت.
هوش مصنوعی: وقتی عیسی به آسمان رفت، دیگر کلیسا چه نقشی خواهد داشت؟
بوبکر و عمر به خاطر جان خود از عثمان و حضرت امام علی(علیهالسلام) حمایت کردند.
هوش مصنوعی: شمس تبریز، مانند آبی خروشان، سنگ آسیاب را به حرکت درآور.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای داده به دست هجر ما را
خود رسم چنین بود شما را
بر گوش نهادهای سر زلف
وز گوشهٔ دل نهاده ما را
تا کی ز دروغ راست مانند
[...]
یکعهد کن این دو بیوفا را
یکدست کن این چهار پا را
دیدم شه خوب خوش لقا را
آن چشم و چراغ سینهها را
آن مونس و غمگسار دل را
آن جان و جهان جان فزا را
آن کس که خرد دهد خرد را
[...]
در بسته به روی خود ز مردم
تا عیب نگسترند ما را
در بسته چه سود و عالِمالغیب
دانایِ نهان و آشکارا
این داشت فسانه در مدارا
او گفت حکایت آشکارا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.