بس جهد میکردم که من آیینهٔ نیکی شوم
تو حکم میکردی که من خمخانهٔ سیکی شوم
خمخانهٔ خاصان شدم، دریای غوّاصان شدم
خورشید بینقصان شدم تا طبّ تشکیکی شوم
نقش ملایک ساختی، بر آب و گل افراختی
دورم بدان انداختی کاکسیر نزدیکی شوم
هاروتیی افروختی، پس جادویش آموختی
زآنم چنین میسوختی تا شمع تاریکی شوم
ترکی همه ترکی کند، تاجیک تاجیکی کند
من ساعتی ترکی شوم، یک لحظه تاجیکی شوم
گه تاج سلطانان شوم، گه مکر شیطانان شوم
گه عقل چالاکی شوم، گه طفل چالیکی شوم
خون روی را ریختم، با یوسفی آمیختم
در روی او سرخی شوم، در موش باریکی شوم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی تحول و تغییر در باطن خود میپردازد. او میخواهد که آینهای از نیکی باشد، اما در عوض به حالتی تبدیل میشود که در خمخانه و در حجاب غفلت غرق میشود. در این مسیر، او نقشآفرینیهای مختلفی را تجربه میکند و به فردی با هویتهای متنوع تبدیل میشود؛ گاهی به سلطنت و گاهی به شیطنت نزدیک میشود. شاعر همچنین با اشاره به یوسف و روابط انسانی، از تضادها و تغییراتی که در وجود خود احساس میکند، سخن میگوید. در نهایت، این غزل بیانگر کشمکش درونی و جستجوی معنای واقعی هویت است.
هوش مصنوعی: من خیلی تلاش میکردم که آینه خوبیها و خوبیها بشوم، اما تو همیشه میگفتی که من باید به جایی بروم که فقط به خوشیها و شادابیها فکر کنم.
هوش مصنوعی: به دنیای رازآلود خاصان وارد شدم، مانند دریا برای غواصان غرق در عمق شدم و به درخشندگی خورشید بینقص تبدیل گشتم، تا بتوانم به دقت و حکمتی عمیق دست یابم.
هوش مصنوعی: تو با هنر خود، تصویر فرشتگان را بر آب و گل خلق کردی و زیباییهای خویش را در دور و بر من پخش نمودی. اکنون من در این حال و هوا به دنبال نزدیکی و ارتباط با تو هستم.
هوش مصنوعی: تو آتش هاروت را برافروختهای و از او جادوگری آموختهای. به همین دلیل، در آتش عشق میسوزم و میخواهم به شمعی برای روشن کردن تاریکی تبدیل شوم.
هوش مصنوعی: هر کس به نوعی به فرهنگ و زبان خودش وابسته است و در تلاش است که هویت خود را حفظ کند. من نیز میخواهم برای یک لحظه به فرهنگ و زبان ترکی و در لحظه دیگر به فرهنگ و زبان تاجیکی نزدیک شوم.
هوش مصنوعی: گاهی به مقام والای شاهان میرسم، گاهی در نیرنگهای شیطان غرق میشوم. گاهی عقل و هوش بالایی دارم و گاهی مانند یک کودک سادهلوح میشوم.
هوش مصنوعی: من خونم را بر زمین ریختم و با یوسف ترکیب کردم. میخواهم در چهرهاش رنگ سرخی بزنم و در باریکترین نقطهی وجودم نابود شوم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.