روی تو چو نوبهار دیدم
گل را ز تو شرمسار دیدم
تا در دل من قرار کردی
دل را ز تو بیقرار دیدم
من چشم شدم همه چو نرگس
کان نرگس پرخمار دیدم
در عشق روم که عشق را من
از جمله بلا حصار دیدم
از ملک جهان و عیش عالم
من عشق تو اختیار دیدم
خود ملک توی و جان عالم
یک بود و منش هزار دیدم
من مردم و از تو زنده گشتم
پس عالم را دو بار دیدم
ای مطرب اگر تو یار مایی
این پرده بزن که یار دیدم
در شهر شما چه یار جویم
چون یاری شهریار دیدم
چون در بر خود خوشش فشردم
آیین شکرفشار دیدم
چون بستم من دهان ز گفتن
بس گفتن بیشمار دیدم
چون پای نماند اندر این ره
من رفتن راهوار دیدم
سر درنکشم ز ضر که بیسر
سرهای کلاه دار دیدم
بس کن که ملول گشت دلبر
بر خاطر او غبار دیدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و حالاتی را که تجربه کرده، به تصویر میکشد. او معشوق را مانند بهار و گل میبیند که زندگیاش را رونق میبخشد و دلش دائما بیقرار اوست. عشق را به عنوان بلایی توصیف میکند که از آن گریزی نیست و در انتخاب عشق به حقایق عمیقتری از جهان پی میبرد. علاوه بر این، شاعر در جستجوی یار خود در شهری است که معشوقش در آن زندگی میکند و از دیدن او شاد و مسرور است. احساساتی همچون شگفتی و عشق در مواجهه با معشوق، و تلاش برای ابراز این احساسات، در این شعر به وضوح نمایان است.
هوش مصنوعی: وقتی چهرهٔ تو را مانند بهار دیدم، متوجه شدم که گلها از تو خجالتزدهاند.
هوش مصنوعی: وقتی در قلب من جا گرفتی، دیدم که دل من بیتاب تو شده است.
هوش مصنوعی: من به عنوان یک چشم، مانند گل نرگس، همه را با حالت خمار و بیخبر از خودم دیدم.
هوش مصنوعی: من در عشق، بلایی را مشاهده کردم که عشق به آن مانند یک حصار است.
هوش مصنوعی: عشق تو را بر تمام امکانات و لذتهای دنیا ترجیح دادم.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وجود و ماهیت اصلی تو با روح جهان یکی است، اما از جنبههای مختلف و گوناگونی که در زندگی و خودت مشاهده کردهام، مانند هزاران چهره متفاوت، جلوه میکند.
هوش مصنوعی: من زندگیام را از تو گرفتم و به همین خاطر دو بار به زندگی نگاه کردهام.
هوش مصنوعی: اگر تو رفیق من هستی، این ساز را بنواز که من یارم را دیدم.
هوش مصنوعی: در شهر شما چگونه میتوانم یاری پیدا کنم، وقتی که یاری چون شهریار را دیدهام؟
هوش مصنوعی: وقتی او را در آغوش گرفتم، متوجه زیباییهای خاصی شدم که شبیه به قدرت شیرینکنندهها بود.
هوش مصنوعی: زمانی که من از صحبت کردن خودداری کردم، متوجه شدم که چقدر حرف برای گفتن وجود دارد.
هوش مصنوعی: وقتی که پایم دیگر در این مسیر نایستاد، توانستم راهی هموار را ببینم.
هوش مصنوعی: من از خطر نمیهراسم چون کسانی را دیدهام که بدون سر هم کلاه دارند.
هوش مصنوعی: بس کن که دلمردگی و دلزدگی معشوقه را در چهرهاش دیدم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
آن نرگس میگسار دیدم
آسودگی از خمار دیدم
دل جز ز خط و رخ تو نشکفت
بسیار گل و بهار دیدم
چون شانه تمام، چاک شد دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.