|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر در فضایی عاشقانه و پر از احساس، به بیان حال و هوای عاشقانه و جویابان وصال میپردازد. شاعر در روز بارانی، بر شوق وصال معشوق تأکید میکند و میگوید که روح و قلبشان از عشق لبریز است، همانند ابرهایی که از دریا پر شدهاند. او به معشوق میگوید که نیازی به جستجو ندارد، زیرا آنها خود توانایی ایجاد شوری و نشاط را دارند. در ادامه، شاعر به وفاداری و تعلق خاطر خود به خانههای روشن عشق اشاره میکند و خود را مانند حجاب آب زندگیافزا میداند که در جستجوی وصال است.
هوش مصنوعی: امروز روز بارانی است و ما به خاطر امید داشتن به وصال، دست به کار میشویم و تلاش میکنیم.
هوش مصنوعی: ابرها به دلیل ناپاکی و غنای عشق ما پربار شدهاند. ما نیز از عشق بیپایان خود مملو از احساسات و نتایج این عشق هستیم.
هوش مصنوعی: نگو که من هنرمند نیستم، فقط یک آهنگ بزن و بیا، ما خودمان تو را به هنرمندی میرسانیم.
هوش مصنوعی: این جمله به وضوح نشان میدهد که خانهای که در آن زندگی میکنیم، دارای نور و روشنی خاصی است و به نوعی به ما احساس تعلق و هویت میدهد. به همین دلیل، ما همواره به خانههای روشن و زیبا ارادت داریم و خود را جزئی از این فضا میدانیم.
هوش مصنوعی: ما خود مانع دسترسی به سرچشمهٔ حیاتیم، و مانند روغن بر روی آب، بر روی آن زندگی قرار داریم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چه عطا ما بر گدایی میتنیم
مر مگس را در هوا رگ میزنیم
ما هوسناکان که مملوک تنیم
گرچه تاووسیم شاد از گلخنیم
هرچه سنگ آن را به فرق خود زنیم
هرچه خار آن را به سینه بشکنیم
ما هوسناکان که مملوک تنیم
گرچه طاووسیم شاد از گلخنیم
از تو میخواهیم جانی، تا کنیم
مر تو را قربان و بر عشقت زنیم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.