ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیم
بسته شکرخنده را تا که بگریانیم
ترش نگردم از آنک از تو همه شکرم
گریه نصیب تن است من گهر جانیم
در دل آتش روم تازه و خندان شوم
همچو زر سرخ از آنک جمله زر کانیم
در دل آتش اگر غیر تو را بنگرم
دار مرا سنگسار ز آنچ من ارزانیم
هیچ نشینم به عیش هیچ نخیزم به پا
جز تو که برداریم جز تو که بنشانیم
این دل من صورتی گشت و به من بنگرید
بوسه همیداد دل بر سر و پیشانیم
گفتم ای دل بگو خیر بود حال چیست
تو نه که نوری همه من نه که ظلمانیم
ور تو منی من توام خیرگی از خود ز چیست
مست بخندید و گفت دل که نمیدانیم
رو مطلب تو محال نیست زبان را مجال
سوره کهفم که تو خفته فروخوانیم
زود برو درفتاد صورت من پیش دل
گفت بگو راست ای صادق ربانیم
گفت که این حیرت از منظر شمس حق است
مفخر تبریزیان آنک در او فانیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساساتش نسبت به محبوب میپردازد و از عشق و رنگهای متفاوت آن سخن میگوید. او از دلتنگی و شادی در آتش عشق صحبت میکند و خود را در حالتی میان اشک و خنده توصیف میکند. با تأکید بر اینکه هیچ چیز جز محبوب او برایش اهمیت ندارد، در عین حال به حیرت و جستجوی معنای وجودی خود نیز میپردازد. در نهایت، شاعر به شمسالدین تبریزی اشاره میکند که در عشق او محو شده و خود را در وجود او میبیند.
هوش مصنوعی: تو با چهرهی ترش و عبوس خود، ما را میترسانی، در حالی که ما به دنبال آن هستیم که با لبخند شیرین خود، دیگران را تحت تأثیر قرار دهیم و به شادی و خنده بیاوریم.
هوش مصنوعی: من از تو هیچ دلسردی ندارم و همیشه شاکرم، حتی اگر گریه بر سر من فرود آید، زیرا روح من با تو پیوند دارد.
هوش مصنوعی: اگر به دل آتش بروم، با طراوت و خوشحال خواهم شد، مانند طلا که در آتش به درخشش و زیبایی خود میرسد، چرا که ما نیز زاییده همان گنجینهایم.
هوش مصنوعی: اگر در دل آتش به غیر از تو نگاه کنم، مرا سنگسار کن، چون به اندازهای که به تو وابستهام، ارزش زیادی ندارم.
هوش مصنوعی: هیچگاه به خوشی نمینشینم و هیچگاه برنمیخیزم، جز به خاطر تو که ما را برمیدارید و جز تو که ما را مینشینید.
هوش مصنوعی: دل من به شکلی زیبا درآمد و به من نگاه کرد، گویی بوسهای بر سر و پیشانیام مینهد.
هوش مصنوعی: به دل گفتم آیا حال خوبی داری؟ تو که مثل نوری، در حالی که من در تاریکی هستم.
هوش مصنوعی: اگر تو من هستی و من تو هستم، این شگفتی ناشی از چیست؟ مست و شاداب به من نگاهی کرد و گفت که دل نمیداند.
هوش مصنوعی: مضمون این بیت بیانگر این است که موضوعی که به آن اشاره میشود، غیرممکن نیست و میتوان با قدرت بیان و کلام به آن پرداخته و مفاهیم عمیق آن را به گوش دیگران برسانیم. به نوعی، به اهمیت کلام و بیان در انتقال مفاهیم و معانی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: زود برو و چهرهام را به آنجا ببر؛ دل گفت که بگو راست، ای صادق!
هوش مصنوعی: شخصی گفت که این حیرت و شگفتی ناشی از دیدن نور الهی است، و ما افتخار میکنیم که در فضیلتهای تبریز هستیم و در این نور فنا میشویم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.