هست ما را هر زمانی از نگار راستین
لقمهای اندر دهان و دیگری در آستین
این حد خوبی نباشد ای خدایا چیست این
هیچ سروی این ندارد خوش قد و بالا است این
این چنین خورشید پیدا چونک پنهان می شود
او چنین پنهان ز عالم از برای ماست این
جمع خواهد آن بت و تنهاروان خود دیگرند
هر کجا خوبی بود او طالب غوغاست این
شمس تبریز ار چه جانی گر چو جان پنهان شوی
بر دلم تهمت نشیند کز کجا برخاست این


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به جستجوی حقیقت و زیبایی میپردازد و از وجود دوگانگی در احساسات سخن میگوید. او به تفرقه بین چیزهای ظاهری و باطنی اشاره میکند و از این که زیباییها به صورت پنهان و آشکار در زندگی وجود دارند، گلایه میکند. شاعر همچنین وجود معشوقی چون شمس تبریز را به تصویر میکشد که هرچند از نظر ظاهری پنهان است، اما تأثیر عمیقی بر دل او دارد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که زیبایی واقعی همیشه در جستجوی خود است و خود را در میان آشفتگیها و ناپایداریهای دنیا بروز میدهد.
هوش مصنوعی: ما هر لحظه به نوعی از عشق و زیبایی حقیقی، لذتی در دل داریم و از طرف دیگر، چیزی پنهانی و ارزشمند را نزد خود داریم.
هوش مصنوعی: ای خدا، اگر این حد و مرز خوب نیست، پس چه چیزی هست؟ این سرو خوشقد و بالا که در نظرمیآید، واقعاً چه ارزشی دارد؟
هوش مصنوعی: اینطور که خورشید به وضوح نمایان میشود، وقتی پنهان میشود، او هم به همین شکل از دید ما دور میشود.
هوش مصنوعی: هر کجا که خوبی و زیبایی وجود داشته باشد، آن محبوب و معشوق به سمت آن مکان خواهد رفت. افرادی که به خوبیها علاقه دارند، همیشه به دنبال آن خواهند بود.
هوش مصنوعی: هرچقدر که شمس تبریز وجودی عزیز و گرانقدر باشد، اگر مانند جان خود در دل پنهان شود، باز هم در دلم تهمتها و سوالاتی ایجاد خواهد شد که منبع این احساسات و افکار از کجا نشأت گرفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.