هیچ باشد که رسد آن شکر و پسته من
نقل سازد جهت این جگر خسته من
دست خود بر سر من مالد از روی کرم
که تو چونی هله ای بیدل و پابسته من
سر گران گشته از آن باده بیساغر من
زعفران کشته بدین لاله بررسته من
زخم بر تار تو اندرخور خود چون رانم
ای گسسته رگت از زخمه آهسته من
چون تنم جان نشود زان ابدی آب حیات
چون دلم برنجهد زان بت برجسته من
هله ای طیف خیالش بنشین و بشنو
یک زمانی سخن پخته به نبشته من
چون مه چارده شب را تو برآرای به حسن
ای به شبها و سحرها به دعا جسته من
چند صفها بشکستی و بدیدی همه را
هیچ دیدی تو صفی چون صف اشکسته من
لاله زار و چمن ار چه که همه ملک وی است
هوس و رغبت او بین تو به گلدسته من
لب ببند و قصص عشق به گوش او گوی
که حریص آمد بر گفتن پیوسته من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و longing به معشوق سخن میگوید و احساسات عمیق و دلخوری ناشی از دوری را بیان میکند. او به معشوقش میگوید که دست محبتش را بر سر او بگذارد تا درد دلش کم شود و از زیباییها و جذابیتهای معشوقش یاد میکند. همچنین، شاعر در میانه احوالات عاشقانهاش به تشبیههایی اشاره میکند که نشاندهندهی حال زار و حواس پرتی او در اثر عشق است. در نهایت، او دعوت میکند که معشوق به قصههای عشق گوش دهد و مایل به درک عمق احساسات او باشد.
هوش مصنوعی: شاید روزی برسد که آن شیرینی و پستهام را به دست آورم و لحظهای برای دل بیقرار و رنجیدهام شادی بیاورم.
هوش مصنوعی: دستت را با محبت بر سرم میکشی، به خاطر اینکه حال من را بدانید، ای بیدل و وابسته به من.
هوش مصنوعی: سر من به سبب شراب بدون لیوان سنگین شده، گویی که زعفران در این لالهای که شکفته، کشته شده است.
هوش مصنوعی: زخمی که بر دل تو نشسته، به آرامی و با احتیاط من را میرنجاند، ای کسی که رگهات از درد نم کشیدهاند.
هوش مصنوعی: وقتی که بدنم از روح بینصیب بماند و نتوانم از نوشداروی جاودان بهرهمند شوم، دل من هم به خاطر محبت آن معشوق زیبا نخواهد تپید.
هوش مصنوعی: ای تصویر خیال تو، بیا و بنشین و گوش کن به سخنهای عمیق و معنا دار که در نوشته من است.
هوش مصنوعی: ای زیبا، چون ماه چهاردهم شب را با زیباییات میآرایی، من در شبها و سحرها به خاطر تو دعا میکنم.
هوش مصنوعی: چندین صف را شکستی و نگاه کردی، اما در نهایت چیزی ندیدی جز صفی مانند صف شکسته من.
هوش مصنوعی: اگرچه لالهزار و چمن هر دو ملک و دارایی اوست، اما تو ببین که اشتیاق و آرزوی او به گلدسته من است.
هوش مصنوعی: سکوت کن و داستانهای عشق را برای او تعریف کن، زیرا او به شنیدن مداوم سخنان من بسیار مشتاق است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.