من از کی باک دارم خاصه که یار با من
از سوزنی چه ترسم و آن ذوالفقار با من
کی خشک لب بمانم کان جو مراست جویان
کی غم خورد دل من و آن غمگسار با من
تلخی چرا کشم من من غرق قند و حلوا
در من کجا رسد دی و آن نوبهار با من
از تب چرا خروشم عیسی طبیب هوشم
وز سگ چرا هراسم میر شکار با من
در بزم چون نیایم ساقیم میکشاند
چون شهرها نگیرم و آن شهریار با من
در خم خسروانی می بهر ماست جوشان
این جا چه کار دارد رنج خمار با من
با چرخ اگر ستیزم ور بشکنم بریزم
عذرم چه حاجت آید و آن خوش عذار با من
من غرق ملک و نعمت سرمست لطف و رحمت
اندر کنار بختم و آن خوش کنار با من
ای ناطقه معربد از گفت سیر گشتم
خاموش کن وگر نی صحبت مدار با من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عمیق خود میپردازد و از اینکه با یار معشوقش است، احساس امنیت و آرامش میکند. او از ترسها و نگرانیهایش سخن میگوید و میگوید که در کنار معشوق، هیچ تلخی یا غمی نمیتواند او را آزار دهد. شاعر در حال لذت بردن از زندگی و نعمتهاست و هیچگونه سردرگمی یا رنجی نمیخواهد، زیرا در کنار یار، همه چیز برایش خوشایند و دلپذیر است. او در پایان از لزوم سکوت سخن میگوید و بر اهمیت لحظات عاشقانه تأکید میکند.
هوش مصنوعی: من از هیچ چیز نمیترسم، بهویژه وقتی که یارم در کنارم است. از سوزنی هم نمیترسم، چون شمشیر ذوالفقار در دست دارم.
هوش مصنوعی: چرا باید در دل خود غم داشته باشم در حالی که من در جستجوی یک آبشار و جو هستم؟ آیا غمگسار به من کمک نمیکند تا از این غم رهایی یابم؟
هوش مصنوعی: چرا باید تلخی را تحمل کنم وقتی که من در میان شیرینی و لذت غرق شدهام؟ دی (پاییز) و آن بهار زیبا چطور میتواند به من برسد؟
هوش مصنوعی: از تب، چرا شورهٔ وجودم را حس میکنم، ای عیسی، که شفای منی. و از سگی که در کمینام است، چرا بترسم، وقتی که من در صید هستم و شکارچیام؟
هوش مصنوعی: وقتی به میهمانی نمیآیم، ساقی من را به سمت خود میکشد، اما اگر در شهرها نروم، آن پادشاه هم با من نخواهد بود.
هوش مصنوعی: در ظرفی که متعلق به پادشاه است، شراب جوشانی وجود دارد. اینجا چه نیازی به احساس ناراحتی و غم خمار (نشئگی) من وجود دارد؟
هوش مصنوعی: اگر بخواهم با چرخ زندگی بجنگم یا آن را بشکنم، نیازی به بهانه خواهی نیست، چرا که آن معشوق زیبا با من است و این برایم کافیست.
هوش مصنوعی: من در دنیای پُر از ثروت و نعمت غرق شدهام و تحت تأثیر لطف و رحمت هستم، در حالی که در کنار سرنوشت خوشم قرار دارم و آن سرنوشت خوب همواره با من است.
هوش مصنوعی: ای کسی که سخن میگویی، از گفتار تو خسته شدم. سکوت کن و اگر نمیتوانی سکوت کنی، دیگر با من صحبت نکن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
با بخت سعد یارم چون هست یار با من
شادی چو آن من شد، غم را چه کار با من؟
پیرامن دل من غم را چه زهره گشتن
چندان که همنشین است آن غمگسار با من
منصوروار گشتم مستغرق اناالحق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.