از جهت ره زدن راه درآرد مرا
تا به کف رهزنان بازسپارد مرا
آنک زند هر دمی راه دو صد قافله
من چه زنم پیش او او به چه آرد مرا
من سر و پا گم کنم دل ز جهان برکنم
گر نفسی او به لطف سر بنخارد مرا
او ره خوش میزند رقص بر آن میکنم
هر دم بازی نو عشق برآرد مرا
گه به فسوس او مرا گوید کنجی نشین
چونک نشینم به کنج خود به درآرد مرا
ز اول امروزم او میبپراند چو باز
تا که چه گیرد به من بر که گمارد مرا
همت من همچو رعد نکته من همچو ابر
قطره چکد ز ابر من چون بفشارد مرا
ابر من از بامداد دارد از آن بحر داد
تا که ز رعد و ز باد بر که ببارد مرا
چونک ببارد مرا یاوه ندارد مرا
در کف صد گون نبات بازگذارد مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تجربههای عاشقانه و معنوی خود اشاره میکند. او احساس میکند که عشق و معشوقهاش هر لحظه او را به سمتهای جدیدی هدایت میکند و در این مسیریابی، او قدرت و ارادهاش را گم میکند. گویی معشوق همچون یک رهزن او را به سوی خود میکشد و در این جا به نعمتهای عشق اشاره میکند که او را سرشار از تجربههای تازه میسازد. در نهایت، شاعر به نوعی به تلاقی میان نمادهای آسمانی و زمینی میپردازد و بیان میکند که معشوقش مانند ابر و رعد به او بارش میدهد و او را از نگرانی و ناامیدی رهانیده و به سرزمینهای جدید میبرد.
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی ممکن است با مشکلات و کمبودهایی مواجه شوم که مرا از راه واقعی دور کند و در نهایت به دست کسانی که در این راه به من آسیب زدهاند برگرداند.
هوش مصنوعی: هر لحظه به دنیای جدیدی وارد میشوم و نمیدانم چگونه باید به پیش او بروم، او نیز مرا به کجا خواهد برد.
هوش مصنوعی: اگر من تمام وجودم را فراموش کنم و از این دنیا دل بکنم، تنها کافی است که او به لطافت نگاهی به من بیندازد.
هوش مصنوعی: او با شادی و خوشی میرقصد و هر لحظه با بازی و جنب و جوش جدیدی، عشق را در دل من زنده میکند.
هوش مصنوعی: گاهی او به من میگوید در گوشهای آرام بگیر، اما وقتی که در گوشه خود نشستهام، خود به خود مرا به خارج میکشاند.
هوش مصنوعی: از ابتدا تا کنون، او مرا مانند باز میپراند تا ببیند که چه چیزی نصیب من میشود و در نهایت مرا به کجا میفرستد.
هوش مصنوعی: من ارادهام قوی و رعدآساست، و اندیشهام مانند ابر است. وقتی این ابر فشرده شود، قطراتش به زمین میریزند.
هوش مصنوعی: ابر من از صبح زود ناله میکند و میخواهد ببیند که آیا از شدت رعد و باد بارانی بر من میریزد یا نه.
هوش مصنوعی: وقتی باران بر من میبارد، دیگر چیزی برایم نمیماند و در دستانم فقط گیاهان مختلف خواهد بود که رهاییم میکنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.