بانگ برآمد ز خرابات من
یار درآمد به مراعات من
تا که بدیدم مه بیحد او
رفت ز حد ذوق مناجات من
موسی جانم به که طور رفت
آمد هنگام ملاقات من
طور ندا کرد که آن خسته کیست
کآمد سرمست به میقات من
این نفس روشن چون برق چیست
پر شده تا سقف سماوات من
این دل آن عاشق مستان ماست
رسته ز هجران و ز آفات من
آمده با سوز و هزاران نیاز
بر طمع لطف و مکافات من
پیشتر آ پیشتر آ و ببین
خلعت و تشریف و مکافات من
نفی شدی در طلب وصل من
عمر ابد گیر ز اثبات من
از خم توحید بخور جام می
مست شو این است کرامات من
پهلوی شه آمدهای مات شو
مات منی مات منی مات من
بس کن ای دل چو شدی مات شه
چند ز هیهای و ز هیهات من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و هوای خاصی سخن میگوید که در آن تجربهای عرفانی و عمیق از وصال معشوق را توصیف میکند. او از بانگ خرابات و ورود یار به عالم خود یاد میکند و به زیباییهای بیحد معشوق اشاره دارد که فراتر از درک اوست. با ذکر موسی و طور، به درد و شوق دیدار معشوق اشاره میکند و از حضور دل و جان خود در این مسیر سخن به میان میآورد. شاعر در لابهلای کلمات خود به تشریفی که در پی لطف معشوق است، میپردازد و از مستی و نابودی خود در عشق میگوید. در نهایت، به دعوت دل و تسلیم در برابر شه عشق اشاره کرده و بر تنهایی و نیازمندیهای خود تأکید میکند.
هوش مصنوعی: صدای دلنشینی از میخانه بلند شد و یارم به خاطر من وارد شد.
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهی او را دیدم که بینهایت زیبا بود، حس و حال من در مناجات و گفتگو با او از حد و اندازه خارج شد.
هوش مصنوعی: موسی جانم، بهتر است که تو به کوه طور بروی و در آنجا با من ملاقات کنی.
هوش مصنوعی: کوه ندا داد که آن خسته کیست که سرمست و خوشحال به ملاقات من آمده است؟
هوش مصنوعی: این نفس تابناک مانند یک برق چیست که تا سقف آسمانها پر شده است.
هوش مصنوعی: این دل، دل عاشقی است که از دوری و مشکلات رهایی یافته و به آزادگی رسیده است.
هوش مصنوعی: با عشق و عطش فراوان آمدهام و در انتظار رحمت و پاداش تو هستم.
هوش مصنوعی: به جلو برو و نگاهی به لباس و مقام و پاداش من داشته باش.
هوش مصنوعی: اگر در جستجوی وصل من هستی، عمر جاودانی را در نفی من جستجو کن.
هوش مصنوعی: از معرفت و یکتایی خداوند بنوش و مست شو؛ این نشانههای قدرت من است.
هوش مصنوعی: تو در کنار شاه آمدهای و به خاطر من به حالت حیرت افتادهای، حیرت من از توست و تو همچنان در حیرتی.
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی که در برابر پادشاهی تسلیم شدهای، دیگر از ناله و شکایت دست بردار.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بانگ برآمد زخرابات من
کی سحر اینست مکافات من
بانگ برآمد ز خرابات من
چرخ دوتا شد ز مناجات من
عاقبت امر ظفر دررسید
یار درآمد به مراعات من
یا رب یا رب که چه سان میکند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.