سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو
وز می نو که دادهای جان نبرم به جان تو
زخم گران همیکشم زخم بزن که من خوشم
گرچه درون آتشم جمله زرم به جان تو
هر نفسی که آن رسد کار دلم به جان رسد
گرچه ز پا درآمدم جان سرم به جان تو
شکل طبیب عشق تو آمد و داد شربتی
خوردم از آن و هر نفس من بترم به جان تو
نور دو چشم و نور مه چون برسد یکی شود
تو چو مهی به جان من من بصرم به جان تو
هر چه که در نظر بود بسته بود عمارتش
آه که چنین خراب من از نظرم به جان تو
در تبریز شمس دین هست بلندتر شجر
شاد و به برگ و با نوا زان شجرم به جان تو


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل عشق و وابستگی عمیق خود به محبوب را بیان میکند و میگوید که از وجود او زاده شده و بدون او نمیتواند زندگی کند. او از درد و زخمهایی که در عشق کشیده صحبت میکند و با وجود رنج، خوشحالی را در آن میبیند. هر نفس که میکشد احساس میکند که زندگیاش به محبوب وابسته است و تعمیرات دنیا بدون او برایش بیمعناست. شاعر در نهایت از شجرهای در تبریز یاد میکند که نماد شادابی و زندگی در عشق است.
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی و لطافت وجود تو، خود را مانند نقرهای باارزش میدانم و نمیتوانم از عشق و احساساتم نسبت به تو جدا شوم، حتی اگر از نوشیدنیای که تو به من دادهای، مرگ هم در پی داشته باشد.
هوش مصنوعی: من زخمهای عمیق و دردناکی را تحمل میکنم، همچنان که اگر تو زخم بزنی، من خوشحال میشوم. هرچند در قلبم آتش میسوزد، تمام قدرت و انرژیام را به خاطر تو میگذارم.
هوش مصنوعی: هر بار که نفس میکشم، کار دلم به شدت به جانم میرسد؛ حتی اگر از پا در بیایم، جانم برای تو باقی میماند.
هوش مصنوعی: عشق تو به شکل یک پزشک ظاهر شد و به من شربتی داد که از آن نوشیدم و هر لحظه جانم را به خاطر تو فدای میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی نور دو چشمان تو و نور ماه به یکدیگر برسند، این دو مانند یکدیگر خواهند شد. تو چون ماهی در وجود من هستی و من نیز مانند چشم تو در وجود تو قرار دارم.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در نظر داشتم، در ساختارش کاستیها و خرابیهایی وجود داشت. آه! که من از نظر خود به خاطر تو ویران شدم.
هوش مصنوعی: در تبریز، شمس الدین درختی بلند و خوشمزه دارد که با برگهای زیبا و شاداب خود، روح تو را شادابتر میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
در سفر هوای تو بیخبرم به جان تو
نیک مبارک آمدهست این سفرم به جان تو
لعل قبا سمر شدی چونک در آن کمر شدی
کشته زار در میان زان کمرم به جان تو
همچو قمر برآمدی بر قمران سر آمدی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.