کجا شد عهد و پیمانی که کردی دوش با بنده
که بادا عهد و بدعهدی و حسنت هر سه پاینده
ز بدعهدی چه غم دارد شهنشاهی که برباید
جهانی را به یک غمزه قرانی را به یک خنده
بخواه ای دل چه میخواهی عطا نقد است و شه حاضر
که آن مه رو نفرماید که رو تا سال آینده
به جان شه که نشنیدم ز نقدش وعده فردا
شنیدی نور رخ نسیه ز قرص ماه تابنده
کجا شد آن عنایتها کجا شد آن حکایتها
کجا شد آن گشایشها کجا شد آن گشاینده
همه با ماست چه با ما که خود ماییم سرتاسر
مثل گشتهست در عالم که جویندهست یابنده
چه جای ما که ما مردیم زیر پای عشق او
غلط گفتم کجا میرد کسی کو شد بدو زنده
خیال شه خرامان شد کلوخ و سنگ باجان شد
درخت خشک خندان شد سترون گشت زاینده
خیالش چون چنین باشد جمالش بین که چون باشد
جمالش مینماید در خیال نانماینده
خیالش نور خورشیدی که اندر جانها افتد
جمالش قرص خورشیدی به چارم چرخ تازنده
نمک را در طعام آن کس شناسد در گه خوردن
که تنها خوردهست آن را و یا بودهست ساینده
عجایب غیر و لاغیری که معشوق است با عاشق
وصال بوالعجب دارد زدوده با زداینده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی پیمانهای شکسته و امیدهایی که در عشق تجربه شده، میپردازد. او از عهد و وعدههای عاشقانه یاد میکند و از بدعهدیهایی که در این مسیر وجود دارد گلایه میکند. مولانا به دل باز میگوید که باید همواره در جستوجوی عشق و جمال معشوق باشد و به عظمت خداوند و زیباییهای او تأکید میکند. او تأمل میکند که چگونه عشق میتواند زندگی را زنده کند و همزمان میفهمد که وجود خود را در عشق معشوق از دست داده و در حقیقت هیچکس نمیمیرد بلکه با عشق زنده میشود. در پایان، شاعر به وحدت عاشق و معشوق میرسد و بیان میکند که خوشبختی و زیبایی در عشق نهفته است.
هوش مصنوعی: کجا رفت آن قول و قرار که دیشب با من گذاشتی؟ که امیدوار بودم عهد و پیمان، و زیبایی تو، هر سه همواره و پابرجا بمانند.
هوش مصنوعی: شهنشاهی که به راحتی میتواند با یک حرکت یا لبخند خود، جهان را تحت تأثیر قرار دهد، نگران بیوفایی و بدعهدی نیست.
هوش مصنوعی: ای دل، خواستههای خود را بگو که امروز فرصت مناسبی است و پادشاه هم در دسترس است. برگردان زیبایی از آن دختر رخشان در آینده خواهد آمد و اکنون نباید منتظر بود.
هوش مصنوعی: من هرگز از حقیقت و صداقت او وعدهای برای فردا نشنیدم، اما زیبایی چهرهاش همچون تابش روشن و جذاب ماه است که همیشه درخشان است.
هوش مصنوعی: کجا رفتند آن کمکها و لطفهای ویژه؟ کجا رفتند آن داستانها و روایتها؟ کجا رفتند آن فرصتهای خوب و راهگشاییها؟ کجا رفتند آن کسی که همه اینها را مقدور ساخت؟
هوش مصنوعی: همه چیز و همهچیز با ماست، حتی اگر خودمان را فراموش کنیم. تمام عالم مانند یک دایره است که هر کسی که به دنبالش برود، آنچه را میخواهد پیدا خواهد کرد.
هوش مصنوعی: چه جای ما که ما به خاطر عشق او جان میدهیم؛ اشتباه گفتم، مگر کسی که به او وصال پیدا کرده، میمیرد؟
هوش مصنوعی: در اینجا، تصور میشود که وجود یک پادشاه زیبا و مغرور سبب میشود که حتی خاک و سنگ هم جان بگیرند و درختهای خشک دوباره شکوفا شوند. در واقع، برکت و انرژی ناشی از وجود او به همه چیز زندگی و نشاط تازهای میبخشد و طبیعت مرده را زنده میکند.
هوش مصنوعی: چشمنظر او به قدری زیباست که وقتی به آن فکر میکنم، زیباییاش در ذهنم نقش میبندد و این تصویر، دور از دسترس و غیرقابل مشاهده نیست.
هوش مصنوعی: خیال او مانند نوری است که به جانها میتابد و زیباییاش مانند قرص خورشید در آسمان میدرخشد.
هوش مصنوعی: فقط کسی که به تنهایی نمک را خورده یا آن را خُرد کرده باشد، طعم واقعی و اهمیت نمک را در غذا درک میکند.
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی معشوق به قدری شگفتانگیز است که رابطه عاشق و معشوق، چنان در هم تنیده و عمیق است که انگار هر دو در یکدیگر ذوب شدهاند. جذابیت و زیبایی معشوق به شکلی است که هیچ چیز دیگری به اندازه آن در این دنیا بینظیر و شگفتآور نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
امیرا بر تو فروردین فرخ باد و فرخنده
مبراد از دلت شادی مبراد از لبت خنده
بسان کوه بادی تو فراز تخت پاینده
ز دل تیمار کاهند بدل شادی فزاینده
هران چیزی کجا کردند زیر خاکش آگنده
[...]
زهی سروی که از شرمت همه خوبان سرافگنده
چرا تابی سر زلفین چرا سوزی دل بنده
عقیقین آن دو لب داری به زیرش گور من کنده
مرا هر روز بیجرمی به گور اندر کنی زنده
تن من چون خیالی شد بسان زیر نالنده
[...]
شب تاریک و باد سرد و ابر تند و بارنده
غلاما خیز و آتش کن که هیزم داری افکنده
اگر از دود و آن آتش ترا مهمان فراز آید
تو از مال من آزادی که مهمان بهتر از بنده
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.