ای خداوند! یکی یارِ جفاکارش ده
دلبری عشوهدهِ سرکشِ خونخوارش ده
تا بداند که شب ما به چه سان میگذرد
غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده
چند روزی جهت تجربه بیمارش کن
با طبیبی دغلی پیشه سر و کارش ده
ببَرَش سوی بیابان و کُن او را تشنه
یک سَقایی حَجَری سینه، سبکسارش ده
گُمرَهش کن که رَهِ راست نداند سویِ شهر
پس قَلاوز کَژِ بیهُده رفتارش ده
عالم از سرکشی آن مَه سرگشته شدند
مدتی گردش این گنبد دَوّارش ده
کو صیّادی که همیکرد دلِ ما را پار
زو ببَر سنگ دلی و دلِ پیرارش ده
مُنکِرِ پار شدهست او که مرا یاد، نَمانْد
ببَر اِنکار از او و دَمِ اِقرارش ده
گفتم آخر به نشانی که به دربان گفتی
که فلانی چو بیاید بَرِ ما، بارَش ده
گفت آمد که مرا خواجه ز بالا گیرد
رُو بِجو همچو خودی ابله و آچارش ده
بس کن ای ساقی و کس را چو رَهی مست مکُن
وَر کُنی مست بدین حد، رَهِ هموارش ده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از خداوند میخواهد که یار جفاکارش را به او عطا کند تا بداند غم عشق چگونه است و شدت درد و رنج عاشقانه را احساس کند. او میخواهد یارش را با تجربههای سخت و دشوار آزمون کند، بهگونهای که او را گمراه کند و به بیابان ببرد تا حقیقت وجودش را درک کند. همچنین، شاعر از خداوند میخواهد که برای علاج دلش، دلی سنگی از معشوق بگیرد و انکارهای او را به اقرار تبدیل کند. در انتها، شاعر از ساقی درخواست دارد تا میزبان را به مستی و سرمستی درآورد، به گونهای که راهی را برای او هموار کند.
هوش مصنوعی: ای خداوند، به او یاری عطا کن که با دلربایی و عشوهگری، عشقش را به تیمار و سختی کشانده است.
هوش مصنوعی: این کلام به این معناست که اجازه بدهید تا دیگران بفهمند که شبهای ما چگونه سپری میشود. به آنها غم و عشق خود را بدهید و آن را به وفور تقسیم کنید.
تا آن درد بیماری که مرا بدان مبتلا نموده، بچشد و تجربهاش کند، [از تو میخواهم خدایا] او را بیمار کن و بعد از آن، طبیب دغلکار و نابلدی را به بالینش آور [تا مداوا نشود و خوب درد بیماری را بچشد، همچنانکه مرا بیمار عشق خود گردانیده]
[آن معشوقِ مرا] به سوی بیابانش ببر تا تشنه و خواستار آب شود، آنگاه یک سقا [کسی که به تشنگان آب میرساند] که سنگدل و بیرحم باشد، به آسودگی بر سر راهش بگُمار [تا حال تشنگان را خود آزموده و بداند ما را که تشنه وصل خود نموده چه حال و روزگاریست].
هوش مصنوعی: او را از راه درست گمراه کن، چون نمیداند چطور به شهر برود. پس به خاطر رفتار نادرستش، او را به بیراههای ببر که بیفایده است.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر خودسری آن ماه در شگفت است و مدتی است که چرخ این گنبد به دور خود میچرخد.
هوش مصنوعی: کجا میتوان صیادی را پیدا کرد که دل ما را بگیرد؟ از سنگدلی او رها شو و دل پیرش را برگردان.
هوش مصنوعی: شخصی که به من توجهی نمیکند و من را فراموش کرده، دیگر نمیتواند منکر شود. بنابراین، به او بگو که انکارش را کنار بگذارد و اعتراف کند.
هوش مصنوعی: به او گفتم که وقتی آن شخص به اینجا بیاید، به دربان بگو که از او پذیرایی کند و به او احترام بگذارد.
هوش مصنوعی: گفت که آن آقا از بالا به من نگاه کند و من را در جستجوی خود بیابد، مانند کسی که خودش را به زحمت انداخته و به دنبال کار خود است.
هوش مصنوعی: بس کن ای ساقی، دیگر کسی را مست نکن. اگر تو میخواهی کسی را به این درجه مست کنی، پس راه او را هموار کن تا به مقصدش برسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
همین شعر » بیت ۱
ای خداوند یکی یار جفاکارش ده
دلبری عشوه ده سرکش خون خوارش ده
صائب این آن غزل مرشد روم است که گفت
ای خداوند یکی یار جفاکارش ده
آنکه میخواست مرا بیدل و بییار شده
زود بینم چو خودش عاشق و غمخوار شده
اثری هم بکند زود یقین، میدانم
گریه های شب این دیدهٔ بیدار شده
مددی نیست که دیگر به منش باز آرد
[...]
هیچ کس را نشود دنیی و دین جمع به هم
وای آن کس که به دنییست گرفتار شده
لفظ دین بر سر دینار چه باشد یعنی
دین دنیی طلبان در سر دینار شده
سبزه اش پرده حسن گل رخسار شده
خط آزادی دلها گرفتار شده
عاشقان کرده همه ترک طلبکاری او
همه را او ز سر شوق طلبکار شده
همه منتظران قطع نظر کرده از او
[...]
شاهدی بر سر این کوچه پدیدار شده
هر که زین راه گذشتست گرفتار شده
گل که خندان و شکفتهست به این می نازد
که به پای دلش از کوچه ما خار شده
گر بارزی که مقیم سر کویش گردی
[...]
یارب آشفتگی زلف به دستارش ده
چشم بیمار بگیر و دل بیمارش ده
تا به ما خسته دلان بهتر ازین پردازد
دلی از سنگ خدایا به پرستارش ده
چاک چون صبح کن از عشق گریبانش را
[...]
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.