کرانی ندارد بیابان ما
قراری ندارد دل و جان ما
جهان در جهان نقش و صورت گرفت
کدامست از این نقشها آن ما
چو در ره ببینی بریده سری
که غلطان رود سوی میدان ما
از او پرس از او پرس اسرار ما
کز او بشنوی سر پنهان ما
چه بودی که یک گوش پیدا شدی
حریف زبانهای مرغان ما
چه بودی که یک مرغ پران شدی
برو طوق سر سلیمان ما
چه گویم چه دانم که این داستان
فزونست از حد و امکان ما
چگونه زنم دم که هر دم به دم
پریشانترست این پریشان ما
چه کبکان و بازان ستان میپرند
میان هوای کهستان ما
میان هوایی که هفتم هواست
که بر اوج آنست ایوان ما
از این داستان بگذر از من مپرس
که درهم شکستهست دستان ما
صلاح الحق و دین نماید تو را
جمال شهنشاه و سلطان ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر در مورد ابعاد گسترده و بینهایت هستی و روح انسانی است. شاعر به تنش و عدم آرامش در دل و جان آدمی اشاره میکند و به جستجوی حقیقتی میپردازد که فرای اشکال و ظواهر جهان است. او از وجود یک سر بریده و از راز و رمز زندگی میگوید که در آن، نقشها و نمادهای متنوعی وجود دارند. همچنین به سفر به سمت یک حقیقت پنهان و نیروهای معنوی اشاره میشود. در نهایت، شاعر میگوید که پرسشهای عمیق را نمیتوان به آسانی پاسخ داد و حقیقت، عمیقتر از آن است که درک شود.
هوش مصنوعی: بیابان ما انتهایی ندارد و دل و جان ما نیز آرامش و قرار نمییابند.
هوش مصنوعی: جهان پر از نقش و صورت است، اما ما نمیدانیم کدام یک از این نقشها واقعاً خود ما هستیم.
هوش مصنوعی: وقتی در مسیر کسی را ببینی که سرش بریده شده و به سمت میدان ما میآید، این صحنه میتواند نشاندهنده دردی عمیق یا شکستهایی باشد که بر ما رفته است.
هوش مصنوعی: از او بپرس، از او بپرس دربارهی رازهای ما که از او میتوانی شنید رازهای پنهان ما.
هوش مصنوعی: چه چیزی باعث شد که تو فقط یک گوش باشی و حریف گفتگوهای ما از پرندگان شوی؟
هوش مصنوعی: چرا از ما دور شدی و به جایی دیگر پرواز کردی، در حالی که ما هدایتی ویژه نظیر سلطنت سلیمان را داریم؟
هوش مصنوعی: نمیدانم چه بگویم یا چه بفهمم، زیرا این ماجرا فراتر از توان و ظرفیت ماست.
هوش مصنوعی: چطور میتوانم درباره «این حال نگران» بگویم، درحالیکه هر لحظه بیشتر و بیشتر در این سردرگمی غرق میشوم؟
هوش مصنوعی: پرندگان زیبا و شکاری در فضای کوهستانی ما به پرواز در میآیند.
هوش مصنوعی: در فضایی که درختان و آسمان به اوج زیبایی خود رسیدهاند، جایگاه ما قرار دارد.
هوش مصنوعی: از این ماجرا عبور کن و از من نپرس که دستان ما چه میشود و چگونه آسیب دیدهاند.
هوش مصنوعی: زیبایی و جمال شاهان و سلاطین تو را به سوی حق و دین هدایت میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
به کوه اندرون گفت: کمکان ما
بیا و بکن، بگسلد جان ما
گر آیی فرود و خوری نان ما
بیفروزی از روی خود جان ما
بگفتند یکسر کی: ای جان ما
خداوند ما، درد و درمان ما
از آنجاست افتادن جان ما
درین تیره گیتی که زندان ما
چنین آرزو خاست در جان ما
برینست جاوید پیمان ما
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.