تو آن ماهی که در گردون نگنجی
تو آن آبی که در جیحون نگنجی
تو آن دُرّی که از دریا فزونی
تو آن کوهی که در هامون نگنجی
چه خوانم من فسون ای شاه پریان
که تو در شیشه و افسون نگنجی
تو لیلیی ولیک از رشک مولی
به کنج خاطر مجنون نگنجی
تو خورشیدی قبایت نور سینه است
تو اندر اطلس و اکسون نگنجی
توی شاگرد جان افزا طبیبی
در استدلال افلاطون نگنجی
تو معجونی که نبود در ذخیره
ذخیره چیست در قانون نگنجی
بگوید خصم تا خود چون بود این
تو از بیچونی و در چون نگنجی
چنین بودی در اشکمگاه دنیا
بگنجیدی ولی اکنون نگنجی
مخوان در گوشها این را خمش کن
تو اندر گوش هر مفتون نگنجی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأمل و تفکر دربارهٔ ماهیت شخصی میپردازد که او را به صفاتی از جمله غیرقابل اندازهگیری و فراتر از محدودیتها توصیف میکند. او این شخصیت را در مقامهای مختلفی معرفی میکند؛ همچون ماهی در آسمان، آبی در جیحون و کوهی در هامون که هرکدام نشاندهندهٔ عظمت و بزرگمنشی اوست. شاعر احساس میکند که نمیتواند به درستی او را توصیف کند و حتی در افکار و واژهها نمیگنجد. در عین حال، او به عشق و اشتیاقی شبیه به محبوبیت لیلی و مجنون اشاره میکند و تأکید میکند که این شخصیت برتر از هر کنج و محدودهای است. در نهایت، به تضاد میان وجود او و محدودیتهای دنیوی اشاره میکند و میگوید که نمیتوان او را حتی در اشک یا در گوش کسی گنجاند.
هوش مصنوعی: تو مثل ماهی هستی که در آسمان جا نمیگیرد و مانند آبی هستی که در جیحون نمیگنجد.
هوش مصنوعی: تو همچون درّ گرانبهایی هستی که از دریا بیشتر است و مانند کوهی هستی که در بیابانها جا نمیگیرد.
هوش مصنوعی: من به چه چیزی میتوانم از جذابیتهای تو بگویم ای پادشاه پریان، وقتی که تو فراتر از همه جادوها و جاذبهها هستی و در هیچ قالبی نمیگنجی؟
هوش مصنوعی: تو همان لیلی هستی که مجنون به خاطر عشق تو دیوانه شده، اما نمیتوانی به اندازهی عشق او در دلش جا بگیری.
هوش مصنوعی: تو مانند خورشیدی هستی که نور وجودت را از قلبت میتابانی. تو در لباسهای عادی و ساده نمیتوانی جا بگیری و همواره خاص و درخشان هستی.
هوش مصنوعی: تو در کلام و استدلال افلاطون نمیگنجی که خود را طبیبی میدانی که جانها را بهبود میبخشد.
هوش مصنوعی: تو مانند معجونی هستی که در هیچ جایی نمیتوان به راحتی یافت یا مرتب کرد. جایگاه تو فراتر از آن چیزی است که در اصول و قوانین معمولی میتوان گنجاند.
هوش مصنوعی: خصم میگوید تو چگونهای، اما تو به خاطر نداشتن هویت و وجود واقعیات، در هیچ قالبی جا نمیگیری.
هوش مصنوعی: در دنیای پر از اشک و غم، تو میتوانستی در دل من جا بگیری، اما اکنون دیگر نمیتوانی در آن بگنجی.
هوش مصنوعی: این پیام را در گوش دیگران نخوان، بلکه آن را در دل خود نگهدار، زیرا افکار و احساسات هر شخصی را نمیتوان در قالب یک نظر جا داد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.