مرا هر لحظه قربان است جانی
تو را هر لحظه در بنده گمانی
دو چشم تو بیان حال من بس
که روشنتر از این نبود بیانی
جهان چون نی هزاران ناله دارد
که یک نی دید از شکرستانی
از آن شکرستان دیدم نشانها
ندیدم از تو شیرینتر نشانی
مثال عشق پیدایی و پنهان
ندیدم همچو تو پیدا نهانی
جهان جویای توست و جای آن هست
مثل بشنو که جان به از جهانی
نهای بر آسمان ای ماه لیکن
شود هر جا که تابی آسمانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و وابستگی خود به معشوق سخن میگوید و به بیان حال درونیاش پرداخته است. او اذعان میکند که جانش در هر لحظه برای معشوق قربانی میشود و معشوق نیز در هر لحظه او را گمان میبرد. چشمهای معشوقش به عنوان نشانهای از حال او معرفی شده و به زیبایی بیکران عشق اشاره میکند. شاعر همچنین به نالههای جهان پرداخته و میگوید که در میان این نالهها، نشانهای شیرینتر از معشوق نمییابد. در نهایت، عشق را به دوگانگی پنهان و پیدا تشبیه میکند و به وجود معشوق در دل جهان و جوش و خروش آن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: هر لحظه من به خاطر تو جانم را فدای تو میکنم و تو هر لحظه در دل من گمان شکست را داری.
هوش مصنوعی: چشمهای تو آنقدر گویا و روشندند که دیگر هیچ کلامی برای بیان حال و احوالم لازم نیست.
هوش مصنوعی: دنیا مانند نی است که صدها ناله و شکایت در دل دارد، اما تنها یک نی از شیرینی و خوشیهای زندگی را میبیند.
هوش مصنوعی: در سرزمین شیرینزبانها نشانههایی را دیدم، اما هیچکدام به شیرینی تو نبود.
هوش مصنوعی: عشق را نه جایی دیدهام که هم به وضوح آشکار باشد و هم در عین حال پنهان؛ یعنی تو را نمیتوانم با هیچ چیزی مقایسه کنم که هم در معرض دید باشد و هم در دل نهان.
هوش مصنوعی: این جهان در پی توست و جای تو در آن وجود دارد، مانند این که بشنوی که جان ارزشمندتر از کل جهان است.
هوش مصنوعی: ای ماه، تو در آسمان نیستی، اما هر جا که درخشان باشی، آسمان را روشن میکنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دریغا میر بونصرا دریغا
که بس شادی ندیدی از جوانی
ولیکن راد مردان جهاندار
چو گل باشند کوته زندگانی
به جام اندر تو پنداری روان است
و لیکن گر روان دانی روانی
به ماهی ماند ، آبستن به مریخ
بزاید ، چون فراز لب رسانی
شکفته شد گل از باد خزانی
تو در باد خزانی بی زیانی
همه شمشاد و نرگس گشتی ای دل
چه چیزی مردمی یا بوستانی
ز بوی موی پیچان سنبلی تو
[...]
دریغا میر بونصرا دریغا
که بس شادی ندیدی از جوانی
و لیکن راد مردان جهاندار
چو گل باشند کوته زندگانی
مرا تا باشد این درد نهانی
تو را جویم که درمانم تو دانی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.