عاقبت از عاشقان بگریختی
وز مصاف ای پهلوان بگریختی
سوی شیران حمله بردی همچو شیر
همچو روبه از میان بگریختی
قصد بام آسمان میداشتی
از میان نردبان بگریختی
تو چگونه دارویی هر درد را
کز صداع این و آن بگریختی
پس روی انبیا چون میکنی
چون ز تهدید خسان بگریختی
مرده رنگی و نداری زندگی
مرده باشی چون ز جان بگریختی
دستمزد شادمانی صبر توست
رو که وقت امتحان بگریختی
صبر میکن در حصار غم کنون
چون ز بانگ پاسبان بگریختی
کی ببینی چشم تیرانداز را
چون ز تیر خرکمان بگریختی
زخم تیغ و تیر چون خواهی کشید
چون تو از زخم زبان بگریختی
رو خمش کن بینشانی خامشی است
پس چرا سوی نشان بگریختی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف ویژگیهای عاشقانی پرداخته میشود که در برابر چالشها و تهدیدها فرار میکنند. او از شخصی میپرسد که چگونه میتواند از مواجهه با مشکلات و سختیها بگریزد و به مسیری آسودهتر روی آورد، در حالی که زخمها و دردهای انسانی قابل انکار نیست. شاعر به یادآوری نیاز به صبر و تحمل در برابر غمها میپردازد و از فرار از مشکلات انتقاد میکند. در نهایت، بر اهمیت یکپارچگی در رویارویی با چالشها و عدم گریز از مسئولیتها تأکید میشود.
هوش مصنوعی: در نهایت از عاشقان فرار کردی و از نبرد ای قهرمان گریختی.
هوش مصنوعی: تو همچون شیری به سوی شیران حمله کردی، ولی مانند روباهی از بین آنها فرار کردی.
هوش مصنوعی: اگر میخواستی به بالای آسمان برسی، باید از نردبان بالا میرفتی، اما به جای آن از میان نردبان فرار کردی.
هوش مصنوعی: چگونه تو توانستهای به هر دردی درمانی بیابی، در حالی که از بیماریهای مختلف فرار کردی؟
هوش مصنوعی: وقتی با پیامبران خود رفتار میکنی، چرا از تهدید افراد پست فرار میکنی؟
هوش مصنوعی: اگر جان خود را از دست دادهای و زندگی زندهای نداری، مانند یک مرده با رنگهای بیروح و بیحالی خواهی بود.
هوش مصنوعی: پاداش خوشحالی به صبر تو وابسته است، زیرا زمانی که زمان آزمون رسید، تو فرار کردی.
هوش مصنوعی: صبر کن در این حصار اندوه، زیرا اکنون که از صدای پاسبان فرار کردی، باید آرامش را در خود حفظ کنی.
هوش مصنوعی: وقتی که تو از تیرکمان تیر میگریزی، آیا میتوانی چشم تیرانداز را ببینی؟
هوش مصنوعی: اگر از زخمهای زبان فرار کردهای، چطور میتوانی زخمهای تیغ و تیر را تحمل کنی؟
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به مسأله جستجوی نشانه و علامت در زندگی اشاره دارد. شاعر میگوید که وقتی چهرهی انسان در حالت آرامش و بینشانی باشد، گویی سکوت و خاموشی را تجربه میکند. اما سؤال اینجاست که چرا در حالی که توجه به نشانهها و علامتها میتواند راهگشا باشد، به آنها پشت میکنید و به سمت بینشان و بیهویتی میروید؟ در واقع، شاعر به نوعی از ناپایداری و فرار از واقعیت سخن میگوید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.