خوش بود گر کاهلی یک سو نهی
وز همه یاران تو زوتر برجهی
هست سرتیزی شعار شیر نر
هست دم داری در این ره روبهی
برفروز آتش زنه در دست توست
یوسفت با توست اگر خود در چهی
گر غروب آمد به گور اندرشدی
باز طالع شو ز مشرق چون مهی
گرم شد آن یخ ز جنبش بس گداخت
پس بجنب ای قد تو سرو سهی
برجهان تو اسب را ترکانه زود
که به گوش توست خوب خرگهی
سارعوا فرمود پس مردانه رو
گفت شاهنشاه جان نبود تهی
همچو زهره ناله کن هر صبحگاه
وآنگه از خورشید بین شاهنشهی
بدر هر شب در روش لاغرتر است
بعد کاهش یافت آن مه فربهی
وقت دوری شاه پروردت به لطف
تا چهها بخشد چو باشی درگهی
بس کن آخر توبه کردی از مقال
در خموشیهاست دخل آگهی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأکید بر ضرورت تلاش و جنب و جوش در زندگی میپردازد و میگوید که اگر انسان کاهلی را کنار بگذارد، میتواند به موفقیتهای بیشتری دست یابد. او به قدرت و شجاعت انسانها اشاره میکند و آنها را به حرکت و جستوجو ترغیب میکند، زیرا در پس هر تلاش، توانمندیهایی نهفته است. مولانا از نمادهایی مانند یوسف و مه برای نشان دادن امید و تجلی نور در زندگی استفاده میکند و به اهمیت ارتباط با معشوق و نقش او در زندگی اشاره میکند. در نهایت، شاعر به توبه و خموشی اشاره میکند و بر اهمیت آگاهی در زندگی تأکید میکند.
هوش مصنوعی: بهتر است کمی تنبلی را کنار بگذاری و از میان دوستانت زودتر پیشافت کنی.
هوش مصنوعی: شجاعت و قدرت شیر نر در این مسیر به وضوح نمایان است و در کنار آن، تو نیز باید با هوشیاری و دقت در برابر حریفان عمل کنی.
هوش مصنوعی: آتش فروزانی در دستان توست و یوسف نیز همراه توست، اگر خود را در چاه قرار دهی.
هوش مصنوعی: اگر غروب به سراغ تو بیاید و در گور آرام بگیرد، دوباره میتوانی از مشرق برخیزی و روشنایی مانند ماه پیدا کنی.
هوش مصنوعی: اگر یخ به خاطر حرکت گرم شده و ذوب شده است، پس ای قامت تو، مانند سرو خوشفرم، باید از جایت حرکت کنی.
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این اشاره دارد که باید بر روی جهان خود و زندگیمان تسلط پیدا کنیم و به اهداف و خواستههایمان به طور جدی و سریع بپردازیم، زیرا در درون ما قدرت و توانمندیهایی وجود دارد که میتواند ما را به موفقیت برساند.
هوش مصنوعی: بشتابید، فرمود شاه، چرا که جان مردان خالی از ارزش نیست.
هوش مصنوعی: هر روز صبح مانند سیاره زهره ناله و شکایت کن و سپس از طلوع خورشید، پادشاهی را تماشا کن.
هوش مصنوعی: هریک از شبها، ماه در آسمان به تدریج باریکتر میشود و در نهایت، آن ماه بزرگ و چاق کمکم کوچکتر میگردد.
هوش مصنوعی: زمانی که از محبوب و شاهزادهات دوری، محبت و لطف او چه نعمتها و برکاتی میتواند به تو ببخشد وقتی که در درگاهی از او قرار داری.
هوش مصنوعی: دیگر بس کن، تو که از گفتن بازگشتی. در سکوتهایت، درآمد از آگاهی وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
خم و خنبه پر ز انده، دل تهی
زعفران و نرگس و بید و بهی
اندر آمد نوبهاری چون مهی
چون بهشت عدن شد هر مهمهی
بر سر هر نرگسی ماهی تمام
شش ستاره بر کنار هر مهی
یا چو سیم اندوده شش ماه بدیع
[...]
آفتاب رویت ای سرو سهی
بر همه میتابد الا بر رهی
نی خطا گفتم که میتابد بسی
بر من و من مینبینم ز ابلهی
گرچه عالم پر جمال یوسف است
[...]
آن خلایق بر سر گورش مهی
کرده خون را از دو چشم خود رهی
این همه بگذار اگر بیرون جهی
از عذاب کیک باری وارهی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.