خامشی ناطقی مگر جانی
میزنی نعرههای پنهانی
تو چو باغی و صورتت برگی
باغ چه صد هزار چندانی
بی تو باغ حیات زندانیست
هست مردن خلاص زندانی
چون تو بحری و صورتت ابرست
فیض دل قطرههای مرجانی
ای یکی گو شده یکی گویان
پیش حکمت که شاه چوگانی
تا یکی گو نشد اگرچه زرست
گرچه نیکوست نیست میدانی
پهلوی اعتراض را بتراش
گر تو چون گوی چست و گردانی
پهلوی اعتراض در ابلیس
گشت مردود رد ربانی
پس به خراط خویش را بسپار
تا یکی گو شوی اگر آنی
مانعست اعتراض ابلیسی
از یکی گویی و یکی دانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف دوگانگی وجود انسان میپردازد و به نقش خاموشی و گفتار در فهم زندگی اشاره میکند. شاعر با استفاده از تمثیل باغ و درخت، ارتباط عمیق انسان با عالم هستی و لزوم حضور یک شاعر در عالم خیال و حقیقت را نشان میدهد. همچنین، اهمیت یکپارچگی و وحدت در کلام و تفکر را مطرح میکند و به این نکته میپردازد که مانعترین چیز در رسیدن به حقیقت، اعتراض و جدایی است. در انتها، شاعر به ضرورت سپردن خود به حقیقت و یکی شدن با آن تأکید میکند.
هوش مصنوعی: سکوتی از طرف کسی وجود دارد که گویا در دلش غوغایی برپا است و اگر نگاهی عمیقتر به او بیندازید، خواهید دید که او در حال تجربه احساسات شدید و پنهانی است.
هوش مصنوعی: تو همچون باغی هستی و چهرهات همچون برگی در آن باغ است؛ چه بسا که زیبایی تو بینهایت و بسیار زیاد است.
هوش مصنوعی: زندگی بدون تو مانند باغی است که در آن زندانی هستم و مرگ تنها راه نجات از این زندان به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: تو همچون دریا هستی و چهرهات مانند ابری است که رایحه و برکات دل را به شکل قطرههای مرجانی میسازد.
هوش مصنوعی: ای کسی که به گفتوگو برخاستهای، در پیشگاه حکمت به مانند شاهی که بر چوگان مسلط است، به تبحر و مهارت نزدیک شو.
هوش مصنوعی: اگر کسی چیزی را بگوید، حتی اگر ارزشمند و زیبا باشد، تا زمانی که بیان نشود، هیچ معنا و ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: اعتراض را مانند یک سنگ زنده و چابک، به صورت زیبا و جذاب شکل بده.
هوش مصنوعی: اعتراض ابلیس به خداوند در مورد نافرمانیاش پذیرفته نشد و رد شد.
هوش مصنوعی: به کسی که کارش تراشیدن و شکل دادن است، بگذارید که شما را بسازد و شکل دهد، تا اگر لحظهای هم که شده، به یک فرد جدید تبدیل شوید.
هوش مصنوعی: اعتراض ابلیس به این دلیل است که تو از یک سو میگویی و از سوی دیگر میدانی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ساخت آنگه یکی بیوگانی
هم بر آئین و رسم یونانی
ما به هر مجلسی ز تو زده ایم
همچو بلبل هزاردستانی
بسته کاری نکرده ای با ما
مردمی کرده ای فراوانی
زود در هر چه خواستیم از تو
[...]
تا کی این لاف در سخن رانی
تا کی این بیهده ثنا خوانی
گه برین بی هنر هنر ورزی
گه بر آن بی گهر درافشانی
با چنین مهتران بی معنی
[...]
ای پناه همه مسلمانی
رافع بن علی شیبانی
تاج دینی و از مکارم تو
همه اصحاب دین بآسانی
در معالی بلند مرتبتی
[...]
من یکی شاعرم نه سامانی
نز نژاد ملوک ساسانی
نه مرا باد حشمت میری
نه مرا اسب و طوق سلطانی
نه غلامان رومی و خزری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.