غدرالعشق فزلت قدمی
مزجالفرقة دمعی بدمی
و حنیالقلب بما اورثنی
ندما فی ندم فی ندم
کره الحب وجودی و نأی
اسفا لیت وجودی عدمی
و سقیالصب و قد اسکرنی
شرب القلب و ماذاق فمی
ای صنم لطف ترا میدانم
نی ام ای دوست، بدان حد عجمی
ز لطیفی تو، گر شکر ترا
به دل اندیشم، ترسم برمی
من که باشم؟! که تو بر تخت جمال
حسرت شاه و سپاه و حشمی
منه انگشت تو بر حرف کژم
من اگر حرف کژم تو قلمی
سبقالجود وجودی قدما
منک، یا انت ولیالنعم
به حق جود وجودت که مبر
ز من بیدل و هذا قسمی
لا تبح قتلی بالصد وصل
و اجرنی، انا صید الحرم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و حسرت عشق سخن میگوید. او از غم جدایی و غدر عشق احساس دلتنگی و ندامت میکند و زندگی را مانند عدم میبیند. با توصیف محبت و کردههای خود، از دوست میخواهد که به او رحم کند و او را آسیب نرساند. شاعر میداند که زیبایی محبوبش غیرقابل دسترس است و خود را در مقابل او حقیر و ناچیز احساس میکند و در انتها از محبوب میخواهد که او را که در دام عشق گرفتار شده، مورد محبت قرار دهد و از درد او بکاهد.
هوش مصنوعی: در عشق خیانت کرده و قدمی لغزیدم؛ اشکهای من با خون جدایی آمیخته شده است.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر اندوهی که از یادآوری گذشتهها به من رسیده، همیشه دچار پشیمانی است و این پشیمانی ندارم که پایان نمییابد.
هوش مصنوعی: حجابها و موانع وجود من را فراگرفتهاند و جای افسوس این است که وجود من، در حقیقت وجودی ندارد و فقط عدم را تجربه میکند.
هوش مصنوعی: میخواهم بگویم که نَشْهٔ عشق و محبت مرا به تسخیر درآورده و طعم شیرین آن را چشیدهام، هرچند در واقع چیزی در دهانم نیست.
هوش مصنوعی: ای معشوق، تو را به اندازهای میشناسم که دیگر نیازی به بیان نیست، ای دوست، فهمیدن این موضوع برای من دشوار نیست.
هوش مصنوعی: از لطافت تو، اگر شکر را به جای تو تصور کنم، میترسم که آسیب ببیند.
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم که بخواهم به زیبایی و جلال تو حسرت ببرم، مانند یک پادشاه با سپاهی بزرگ و با شکوه؟
هوش مصنوعی: دست خود را بر روی سخن نادرست من نگذار؛ چون اگر سخن نادرست من را با قلم بنویسی، نتیجهاش چه خواهد بود؟
هوش مصنوعی: این بیت به معنای تأکید بر سخاوت و generosity طبیعت وجودی انسانها، به خصوص در مورد کسی است که نیکوکار و بخشنده است. شاعر به ستایش چنین فردی میپردازد و او را به عنوان کسی که نعمتها را اعطا میکند و به دیگران کمک میکند، وصف میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگواری وجود تو، از من دلنازک و بیدل دور نشو و این را به عنوان قسمی میدانم.
هوش مصنوعی: با من به شدت رفتار نکن و به من آسیب نرسان، من تنها شکار حرم هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بکش از بند گشایی المی
تا برآید به خوشی از تو دمی
گفت باخود کَاَللّه اَلَلّه آدمی
ازچه رو او راست از شیری کمی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.