آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شدهست
در شعاعش همچو ذره جان من رقصان شدهست
مشتری در طالع است و ماه و زهره در حضور
یار چوگان زلف مه رو میر این میدان شدهست
هر قدح کز می دهد گوید بگیر و هوش دار
هش که دارد عقل دارد عقل خود پنهان شدهست
بزم سلطان است این جا هر که سلطانی است نوش
خوان رحمت گسترید و ساقی اخوان شدهست
ساقیا پایان رسیدی عشق را از سر بگیر
پا چه باشد؟ سر چه باشد؟ پا و سر یک سان شدهست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حالوهوای خوشایند و شاداب بزم عاشقانه میپردازد. آفتاب به شیوهای نو میتابد و او را در حالت رقص و شادی قرار میدهد. در این بزم، ستارگان و سیارههای آسمانی نیز در کنار یار حضور دارند و همه چیز به فضایی پر از عشق و نشاط تبدیل شده است. شاعر به ساقی میگوید که باید عشق را از نو آغاز کند، زیرا در این عالم عشق، روح و بدن، پا و سر در یک حالت یگانه قرار دارند.
هوش مصنوعی: خورشید امروز به شکلی دیگر میتابد و نورش مانند ذرهای درون من میرقصد و زنده است.
هوش مصنوعی: مشتری در اوج خودش است و ماه و زهره در کنار یار، مانند یک بازیچه به زیبایی زلف آن معشوق در این میدان تبدیل شدهاند.
هوش مصنوعی: هر جام می که در دستت است، بگیر و حواست باشد که در واقع این می به تو میگوید که عقل و هوش خود را نادیده نگیر، چرا که عقل خود در پس پرده پنهان شده است.
هوش مصنوعی: این مکان جایی است برای میهمانی سلطان و افرادی که مقام و منزلت دارند. سفرهای از نعمت و رحمت پهن شده است و ساقی در اینجا به دوستان و آشنایان خدمت میکند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، عشق به پایان رسیده است، دوباره از نو آغاز کن. در این حالت، دیگر فرق چندانی بین قدمها و سر وجود ندارد؛ همه چیز در یک سطح قرار گرفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.