سجده کنم پیشکش آن قد و بالا، چه شود؟
دیده کنم پیشکش آن دل بینا، چه شود؟
بادهٔ او را نخورم ور نخورم پس کِه خورد؟
گر بخورم نقد و نیندیشم فردا، چه شود؟
بادهٔ او همدل من، بام فلک منزل من
گر بگشایم پر خود، برپرم آن جا چه شود؟
دل نشناسم، چه بود؟ جان و بدن تا برود
غم نخورم، غم نخورم، غم نخورم تا چه شود؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شوق به محبوب میپردازد. او به حالت سجده و پیشکش کردن خود به محبوب اشاره میکند و از جذابیت و زیبایی او سخن میگوید. در اینجا، پرسشهای عمیق در مورد عواقب عشق، باده و لذتهای آن مطرح میشود و شاعر به عدم نگرانی از آینده تأکید میکند. او در نهایت به عدم شناخت دل و جان میپردازد و از غم و نگرانی درباره آنچه پیش خواهد آمد، میگذرد.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر زیبایی و قامت آن محبوب، سجده کنم، چه اتفاقی میافتد؟ و اگر بخواهم از دل بینا و آگاهام برای او تقدیم کنم، چه دگرگونی در من رخ خواهد داد؟
هوش مصنوعی: اگر باده او را نخورم، پس چه زمانی آن را مینوشم؟ اگر بخورم، نباید نگران فردا باشم و درباره عواقبش فکر کنم.
هوش مصنوعی: نوشیدنی او همدم من است و بلندای آسمان خانه من است. اگر بال و پر خود را بگشایم و به سمت آنجا پرواز کنم، چه سرنوشتی در انتظارم خواهد بود؟
هوش مصنوعی: قلبی ندارم که جان و بدن را بشناسد، بنابراین نگران نباشم، نگران نباشم، ببینیم چه پیش خواهد آمد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.