دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود
جان ز لبت چو میکشد خیره و لب گزان بود
تن برود به پیش دل کاین همه را چه میکنی
گوید دل که از مهی کز نظرت نهان بود
جز رخ دل نظر مکن جز سوی دل گذر مکن
زانک به نور دل همه شعله آن جهان بود
شیخ شیوخ عالمست آن که تو راست نومرید
آن که گرفت دست تو خاصبک زمان بود
دل به میان چو پیر دین حلقه تن به گرد او
شاد تنی که پیر دل شسته در آن میان بود
راز دل تو شمس دین در تبریز بشنود
دور ز گوش و جان او کز سخنت گران بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل دربارهٔ عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و تأثیرات عمیق آن بر دل و جان عاشق را توصیف میکند. وقتی دل به روی معشوق نگاه میکند، جان عاشق به لب او شوق میورزد. وی تأکید میکند که باید تنها به دل و زیباییهای آن توجه کرد، زیرا این نور دل است که جان و زندگی را روشن میسازد. شاعر همچنین به مقام معنوی و حکمت معشوق اشاره میکند و او را به عنوان الگو و راهنما معرفی مینماید. در نهایت، رازهای دل و عشق به شمسالدین تبریزی و تاثیر آن بر دلها مورد توجه قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: دل وقتی به چهره زیبای تو مینگرد، انگار که جانش به تو پیوسته است. جان او وقتی صدای لبت را میشنود، مانند میکشد و در حسرت تو میماند.
هوش مصنوعی: بدن به دنبال دل میرود، زیرا دل میگوید: "چرا این همه کار میکنی؟" دل به یاد میآورد که کسی که در سایه نظر تو پنهان بود، اکنون چه حال و وضعی دارد.
هوش مصنوعی: جز به چهره دل نگاه نکن، جز به سمت دل عبور نکن، زیرا همه روشنی و شعلهی آن جهان از نور دل است.
هوش مصنوعی: آن کسی که مربی همگان است، همان شخصی است که تو را در خواب نمیبیند. کسی که دست تو را گرفت، در حقیقت، زمان خاصی را در اختیار دارد.
هوش مصنوعی: دل در میان حلقهای از اهل ایمان است و تن (بدن) دور آن حلقه شاداب است، زیرا حالتی از دل و روح پاک در آن وجود دارد.
هوش مصنوعی: شمس دین در تبریز به رازی در دل تو گوش میسپارد، در حالی که دور از گوش و جان اوست. این به این معناست که سخنان تو برایش سنگین و دشوار است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
هر که چو تو به نیکویی آفت عقل و جان بود
خون هزار بی گنه ریزد و جای آن بود
ماند زبان و دل بشد از غم تو مرا و خود
عاشق خسته تا بود بیدل و بی زبان بود
تو به کمین آنکه من کشته شوم به کوی تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.