ای عشق که جمله از تو شادند
وز نور تو عاشقان بزادند
تو پادشهی و جمله عشاق
همرنگ تو پادشه نژادند
هر کس که سری و دیدهای داشت
دیدند تو را سری نهادند
خورشید توی و ذره از توست
وان نور به نور بازدادند
چون بوی عنایت تو باشد
زالان همه رستم جهادند
چون از بر تو مدد نباشد
گر حمزه و رستمند بادند
ای دل برجه که ماه رویان
از پرده غیب رو گشادند
مستند و طریق خانه دانند
زیرا که نه مست از فسادند
تا عشق زید زیند ایشان
تا یاد بود همه به یادند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، مولانا به وصف عشق الهی میپردازد و آن را به عنوان منبع شادی و زندگی عاشقان معرفی میکند. او عشق را پادشاهی میداند که همه عاشقان تحت نفوذ و تاثیر نور او قرار دارند. عشق در اینجا مانند خورشید است و عاشقان همچون ذراتی که از نور او بهرهمند میشوند، در جهاد و تلاش هستند. مولانا تأکید میکند که بدون مدد و عشق الهی، حتی دلیرترین شخصیتها مانند حمزه و رستم نیز ناتوان خواهند بود. در نهایت، او به زیبایی و حال خوش عاشقان اشاره میکند که از وجود عشق زندهاند و در یاد او جاودانه خواهند بود.
هوش مصنوعی: ای عشق، تو باعث شادی همهای و عاشقان به نور و روشنی تو زندگی یافتهاند.
هوش مصنوعی: شما پادشاه هستید و همه عاشقان به رنگ و ویژگیهای شما شباهت دارند.
هوش مصنوعی: هر کسی که ذهن و نگاهی باز داشته باشد، تماشای تو را درک کرده و به تو توجه کرده است.
هوش مصنوعی: خورشید تویی و ذرهای از تو نیز وجود دارد و آن نور، به نور دیگری بازگشته است.
هوش مصنوعی: وقتیکه لطف و عنایت تو به مشام میرسد، همه افراد با شجاعت و دل و جرأت مانند رستم در میدان نبرد حاضر میشوند.
هوش مصنوعی: وقتی که حمایت و کمک تو فراهم نباشد، حتی اگر قهرمانانی چون حمزه و رستم هم در کنار تو باشند، هیچ فایدهای نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: ای دل، شاد باش که زیباییها و معجزات عشق از عالم پنهان نمایان شدهاند.
هوش مصنوعی: افراد آگاه و متعهد به اصول درست، راه و مسیر خود را میشناسند زیرا دچار ناملایمات و فساد نیستند.
هوش مصنوعی: عشق باعث میشود که افراد همیشه در یاد و خاطره یکدیگر زنده بمانند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
هر مایه که از غذاش دادند
دل دوستیی در او نهادند
کاری که به صبر بر گشادند
بار دگرش گره ندادند
در نکته وری زبان گشادند
داد سخن اندر آن بدادند
پرگارِ قَدَر چو واگشادند
اول نقط زمین نهادند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.